پدیدآورنده:ابراهیم فیاض،
1. هر مذهبی، جامعه آرمانی خود را ترسیم میکند و با تمام وجود برای رسیدن به آن میکوشد. بنابراین، جامعه آرمانی هم هدف را تعیین میکند و هم مسیر رسیدن به هدف. اگر جامعه آرمانی این مذهب، به درستی ترسیم نشود، نه هدف و نه مسیر و نه حتی شناخت جامعه مبدأ هیچ یک آشکار نخواهد شد.
2. برای فهم جامعه آرمانی یک مذهب، باید چارچوب نظریهای تعریف شود تا تمامی جزئیاتی که در آن مذهب، برای آن جامعه آرمانی ترسیم شده، در خود جمع کند. به این ترتیب، چارچوب معرفتی ـ ساختاری آن جامعه روشن میشود، پس میتوان مسیر رسیدن به آن جامعه را نیز ترسیم کرد. بر این اساس اگر جامعه آرمانی، رادیکال یا اصلاحی ترسیم شود، مسیر رسیدن به آن جامعه، رادیکالی یا اصلاحی ترسیم خواهد شد.
3. سکون در وجود راه ندارد، چون سکون مقولهای عدمی است، پس عالم وجود، به تمام معنا، دارای پویایی مخصوص به مراتب وجودی است (کل یوم هو فی شأن) و این پویایی (نه حرکت) و فعالیت، به زمان خاص خود نیاز دارد (در آیه مذکور از یک سوی «کل یوم» و از سوی دیگر «هو» یا ضمیر اشاره به ذات آمده است).
4. از سوی دیگر این پویایی وجودی ـ زمانی به سوی خداست: «الی الله المصیر»؛ «انا لله و انا الیه راجعون». این پویاییها در روزها است، زیرا در برخی روزها جهشهای وجودی ـ زمانی رخ میدهد و آن روزها ایام الله نام دارد؛ مانند قیامت یا روزی که بسط وجودی آن بسیار زیاد است.
5. وجود مقولهای تشکیکی است و مراتب بالای وجودی بر مراتب پایین آن محاط است، پس عالم ملکوت از نظر وجودی بر عالم ناسوت و عالم جبروت بر عالم ملکوت و عالم واحدیت بر عوالم پایینتر محاط است. هر چه وجود تشدید میشود، پویایی و فعالیت آن اوج میگیرد، چون عادت کردهاند؛ مانند زمانی که اصحاب کهف یا عزیر پیامبر از خواب بیدار شدند. گفتند یک روز یا نصف روز خوابیده بودند؛ حال آنکه چند صد سال خوابیده بودند. یا شب معراج پیامبر و درک زمانهای ملکوت، جبروت «و قاب قوسین او ادنی» توسط او و مشاهدات آن حضرت در آن شب که برای انسانهای ناسوتی کمی سخت میآمد.
7. یاد آوردن زمان ملکوتی و بالاتر، انسانهای کاملی هستند که این زمان را درک میکنند و خبر از زمانهای گذشته و آینده ناسوتی میدهند، چون در یک زمان محیط و محاط بر زمان ناسوت واقع شدهاند و هدف آنها این است که عدم و سکون آن کمتر میشود (حدیت وجود کاهش مییابد)، پس زمانهای احدیت، واحدیت، جبروت، ملکوت و ناسوت متفاوت اند و هر چه به طرف عوالم بالا میرویم، دچار بسط زمانی میشویم، چنان که دچار سعه وجودی میشویم و هر چه به طرف عالم پایین میآییم، دچار قبض وجودی ـ زمانی میشویم: «ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنة مما تعدون» (سجده/ 5) یا «تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه» (معارج/ 4).
6. فهم زمان ملکوتی و فراتر از آن، برای انسانها کمی سخت بوده است، چون انسانها به زمان ناسوتی که انسانهای عادی را از زمان ناسوت به زمان ملکوت یا یوم الآخر توجه دهند. همچنین دنیا گرایی، یعنی زمان گرایی ناسوتی که بسیار گذرا، عبرتآموز و بحران زا است، ولی زمان ملکوت دارالقرار و آرامش بخش است. انسانهای کامل فرایند سیر و سلوک، به درک این زمان نائل میشوند و این به گونهای ناگهانی است (مثل شب مبعث و شب معراج).
8. انسان کامل امام زمان است؛ یعنی پیشوای زمان، یا آنکه با زمان ملکوت سعی در هدایت انسان از زمان ناسوتی به زمان ملکوتی دارد و از اینجاست که انسانهای کامل یا ادیان، تمدن ساز میشوند، چون با بسط زمانی جهان بشریت، آنها را به مرحله بالاتری میرسانند؛ به عبارت دیگر انسانهای کامل با بسط وجودی که یافتهاند، بسط زمانی را به وجود میآورند و با بسط زمانی، بسط معنایی انجام میپذیرد که انسانها بسط معنایی را پیشرفت نام نهادهاند که نهایت پیشرفت، در آخر الزمان رخ خواهد داد.
9. آنچه در آخر الزمان رخ خواهد داد، فرج یا انفراج و گشایش است؛ گشایش وجوددی که یکباره رخ خواهد داد. گشایش و بسط وجودی با ایجاد خلل در وجود ناسوتی، توسط امام در پیشوای زمان رخ خواهد داد و با گشایش و بسط وجودی و زمانی و معنایی دانشهای بشری گسترش چشمگیری خواهد کرد و ساختارهای جدید ایجاد خواهد شد که تا حال در تاریخ ناسوتی بشر سابقه نداشته است. چنان که در اخبار مربوط به آن آمده است؛ به عبارت دیگر، زمان انسان کامل (چنانچه در احادیث آمده است) به جامعه بشری تزریق میشود و بسط زمانی رخ خواهد داد (چنان که در اخبار آمده است).
10. امام زمان و امام موعود، امام خاتم و بقیة الله خواهد بود که سراسر خیر و برکت برای همیشه بشریت خواهد بود که در برخی اخبار به روز قیامت یا مقدمه قیامت یا همان بسط وجودی و زمانی جهان تشبیه شده است. پس امام زمان، امت شاهد و امت خاتم را به وجود میآورد که سراسر پویش، گسترش و نشاط خواهد بود؛ چنان که امام زمان در زندگی خود از آن برخوردار است؛ مانند طولانی بودن عمر.
11. برخورد با امام زمان با زمان ناسوتی سبب شک و تردید خواهد شد، چنان که در آخر الزمان، پیش از ظهور رخ میدهد و در ظهور امام زمان تردید ایجاد میکنند یا با ظهور و پس از ظهور، مخالفت میکنند؛ مانند سفیانی که از غرب جاده تمدن اسلامی به سوی ایران و عراق، در جهت مخالفت با امام زمان حرکت میکند و خراسانیهای شیعه که با زمان ملکوتی امام زمان آشنا هستند با او میجنگند و سفیانی که حامل زمان ناسوتی (یهودیسم) است، شکست خواهد خورد.
12. ولایت رمز درک زمان انسان کامل و امام زمانی است که در نقطه مرکزی تشیع قرار دارد. انسان به وسیله ولایت، از انسان کامل زندگی میگیرد، چون او سرچشمه حیات و زندگی (عین الحیوة) است و محبت و احساس، کلید آن است (دعا برای فرج، خود فرج است)؛ یعنی با توجه به دعا و کسب معنا است که بسط وجودی رخ میدهد که همان فرج و گشایش وجودی است.
13. انسان کامل و امام زمان، یعنی اوج پویایی و فعالیت، چرا که او از بسط وجودی و زمان ملکوتی برخوردار است، به همین دلیل به او «حق جدید» گفته شده است. یا اینکه «دین جدید» را با خود میآورد؛ ولی این پویایی خطی مثل زمان ناسوتی نیست، بلکه یک پویایی و بسط در یک جهان وجودی تشکیکی است که نام بسط و انبساط جهانی به آن دادهاند. در این فرایند تشدید وجودی جامع رخ خواهد داد: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق».
14. بسط وجودی، بسط زمانی را به وجود آورد و بسط زمانی، بسط معنایی را در پی دارد و بسط معنایی نیز بسط نشانهای و نشانه شناختی را به وجود میآورد و سپس بسط نشانهای بسط فرهنگی را به وجود میآورد و بسط فرهنگی، بسط ارتباطی را میسازد و این بسط ارتباطی، همه تاروپود جامعه آرمانی شیعه را فرا میگیرد. جاموس (جامد) نیز سخن میگوید، دانش تجربی بهداشت و بازرگانی و جانور پروری اوج میگیرد که این تحول در پناه ارتباطات (مثل نانو تکنولوژی که ارتباطشناسی ملکولی و سلولی است) صورت میگیرد. بسط ارتباطات نیز به بسط ارتباطات میان فرهنگی نیاز دارد (خطبه میان فرهنگی امام زمان در زمان ظهور در خانه کعبه). دجال یک چشمی است که رسانههای جمعی امروز را تجلی میبخشد؛ ولی جامعه آخر الزمان ضد دجال است، پس چند چشمی است؛ او انگشتر سلیمان، عصای موسی، اصحاب کهف و حواریون عیسی را به همراه خواهد داشت.
2. برای فهم جامعه آرمانی یک مذهب، باید چارچوب نظریهای تعریف شود تا تمامی جزئیاتی که در آن مذهب، برای آن جامعه آرمانی ترسیم شده، در خود جمع کند. به این ترتیب، چارچوب معرفتی ـ ساختاری آن جامعه روشن میشود، پس میتوان مسیر رسیدن به آن جامعه را نیز ترسیم کرد. بر این اساس اگر جامعه آرمانی، رادیکال یا اصلاحی ترسیم شود، مسیر رسیدن به آن جامعه، رادیکالی یا اصلاحی ترسیم خواهد شد.
3. سکون در وجود راه ندارد، چون سکون مقولهای عدمی است، پس عالم وجود، به تمام معنا، دارای پویایی مخصوص به مراتب وجودی است (کل یوم هو فی شأن) و این پویایی (نه حرکت) و فعالیت، به زمان خاص خود نیاز دارد (در آیه مذکور از یک سوی «کل یوم» و از سوی دیگر «هو» یا ضمیر اشاره به ذات آمده است).
4. از سوی دیگر این پویایی وجودی ـ زمانی به سوی خداست: «الی الله المصیر»؛ «انا لله و انا الیه راجعون». این پویاییها در روزها است، زیرا در برخی روزها جهشهای وجودی ـ زمانی رخ میدهد و آن روزها ایام الله نام دارد؛ مانند قیامت یا روزی که بسط وجودی آن بسیار زیاد است.
5. وجود مقولهای تشکیکی است و مراتب بالای وجودی بر مراتب پایین آن محاط است، پس عالم ملکوت از نظر وجودی بر عالم ناسوت و عالم جبروت بر عالم ملکوت و عالم واحدیت بر عوالم پایینتر محاط است. هر چه وجود تشدید میشود، پویایی و فعالیت آن اوج میگیرد، چون عادت کردهاند؛ مانند زمانی که اصحاب کهف یا عزیر پیامبر از خواب بیدار شدند. گفتند یک روز یا نصف روز خوابیده بودند؛ حال آنکه چند صد سال خوابیده بودند. یا شب معراج پیامبر و درک زمانهای ملکوت، جبروت «و قاب قوسین او ادنی» توسط او و مشاهدات آن حضرت در آن شب که برای انسانهای ناسوتی کمی سخت میآمد.
7. یاد آوردن زمان ملکوتی و بالاتر، انسانهای کاملی هستند که این زمان را درک میکنند و خبر از زمانهای گذشته و آینده ناسوتی میدهند، چون در یک زمان محیط و محاط بر زمان ناسوت واقع شدهاند و هدف آنها این است که عدم و سکون آن کمتر میشود (حدیت وجود کاهش مییابد)، پس زمانهای احدیت، واحدیت، جبروت، ملکوت و ناسوت متفاوت اند و هر چه به طرف عوالم بالا میرویم، دچار بسط زمانی میشویم، چنان که دچار سعه وجودی میشویم و هر چه به طرف عالم پایین میآییم، دچار قبض وجودی ـ زمانی میشویم: «ثم یعرج الیه فی یوم کان مقداره الف سنة مما تعدون» (سجده/ 5) یا «تعرج الملائکة و الروح الیه فی یوم کان مقداره خمسین الف سنه» (معارج/ 4).
6. فهم زمان ملکوتی و فراتر از آن، برای انسانها کمی سخت بوده است، چون انسانها به زمان ناسوتی که انسانهای عادی را از زمان ناسوت به زمان ملکوت یا یوم الآخر توجه دهند. همچنین دنیا گرایی، یعنی زمان گرایی ناسوتی که بسیار گذرا، عبرتآموز و بحران زا است، ولی زمان ملکوت دارالقرار و آرامش بخش است. انسانهای کامل فرایند سیر و سلوک، به درک این زمان نائل میشوند و این به گونهای ناگهانی است (مثل شب مبعث و شب معراج).
8. انسان کامل امام زمان است؛ یعنی پیشوای زمان، یا آنکه با زمان ملکوت سعی در هدایت انسان از زمان ناسوتی به زمان ملکوتی دارد و از اینجاست که انسانهای کامل یا ادیان، تمدن ساز میشوند، چون با بسط زمانی جهان بشریت، آنها را به مرحله بالاتری میرسانند؛ به عبارت دیگر انسانهای کامل با بسط وجودی که یافتهاند، بسط زمانی را به وجود میآورند و با بسط زمانی، بسط معنایی انجام میپذیرد که انسانها بسط معنایی را پیشرفت نام نهادهاند که نهایت پیشرفت، در آخر الزمان رخ خواهد داد.
9. آنچه در آخر الزمان رخ خواهد داد، فرج یا انفراج و گشایش است؛ گشایش وجوددی که یکباره رخ خواهد داد. گشایش و بسط وجودی با ایجاد خلل در وجود ناسوتی، توسط امام در پیشوای زمان رخ خواهد داد و با گشایش و بسط وجودی و زمانی و معنایی دانشهای بشری گسترش چشمگیری خواهد کرد و ساختارهای جدید ایجاد خواهد شد که تا حال در تاریخ ناسوتی بشر سابقه نداشته است. چنان که در اخبار مربوط به آن آمده است؛ به عبارت دیگر، زمان انسان کامل (چنانچه در احادیث آمده است) به جامعه بشری تزریق میشود و بسط زمانی رخ خواهد داد (چنان که در اخبار آمده است).
10. امام زمان و امام موعود، امام خاتم و بقیة الله خواهد بود که سراسر خیر و برکت برای همیشه بشریت خواهد بود که در برخی اخبار به روز قیامت یا مقدمه قیامت یا همان بسط وجودی و زمانی جهان تشبیه شده است. پس امام زمان، امت شاهد و امت خاتم را به وجود میآورد که سراسر پویش، گسترش و نشاط خواهد بود؛ چنان که امام زمان در زندگی خود از آن برخوردار است؛ مانند طولانی بودن عمر.
11. برخورد با امام زمان با زمان ناسوتی سبب شک و تردید خواهد شد، چنان که در آخر الزمان، پیش از ظهور رخ میدهد و در ظهور امام زمان تردید ایجاد میکنند یا با ظهور و پس از ظهور، مخالفت میکنند؛ مانند سفیانی که از غرب جاده تمدن اسلامی به سوی ایران و عراق، در جهت مخالفت با امام زمان حرکت میکند و خراسانیهای شیعه که با زمان ملکوتی امام زمان آشنا هستند با او میجنگند و سفیانی که حامل زمان ناسوتی (یهودیسم) است، شکست خواهد خورد.
12. ولایت رمز درک زمان انسان کامل و امام زمانی است که در نقطه مرکزی تشیع قرار دارد. انسان به وسیله ولایت، از انسان کامل زندگی میگیرد، چون او سرچشمه حیات و زندگی (عین الحیوة) است و محبت و احساس، کلید آن است (دعا برای فرج، خود فرج است)؛ یعنی با توجه به دعا و کسب معنا است که بسط وجودی رخ میدهد که همان فرج و گشایش وجودی است.
13. انسان کامل و امام زمان، یعنی اوج پویایی و فعالیت، چرا که او از بسط وجودی و زمان ملکوتی برخوردار است، به همین دلیل به او «حق جدید» گفته شده است. یا اینکه «دین جدید» را با خود میآورد؛ ولی این پویایی خطی مثل زمان ناسوتی نیست، بلکه یک پویایی و بسط در یک جهان وجودی تشکیکی است که نام بسط و انبساط جهانی به آن دادهاند. در این فرایند تشدید وجودی جامع رخ خواهد داد: «سنریهم آیاتنا فی الافاق و فی انفسهم حتی یتبین لهم انه الحق».
14. بسط وجودی، بسط زمانی را به وجود آورد و بسط زمانی، بسط معنایی را در پی دارد و بسط معنایی نیز بسط نشانهای و نشانه شناختی را به وجود میآورد و سپس بسط نشانهای بسط فرهنگی را به وجود میآورد و بسط فرهنگی، بسط ارتباطی را میسازد و این بسط ارتباطی، همه تاروپود جامعه آرمانی شیعه را فرا میگیرد. جاموس (جامد) نیز سخن میگوید، دانش تجربی بهداشت و بازرگانی و جانور پروری اوج میگیرد که این تحول در پناه ارتباطات (مثل نانو تکنولوژی که ارتباطشناسی ملکولی و سلولی است) صورت میگیرد. بسط ارتباطات نیز به بسط ارتباطات میان فرهنگی نیاز دارد (خطبه میان فرهنگی امام زمان در زمان ظهور در خانه کعبه). دجال یک چشمی است که رسانههای جمعی امروز را تجلی میبخشد؛ ولی جامعه آخر الزمان ضد دجال است، پس چند چشمی است؛ او انگشتر سلیمان، عصای موسی، اصحاب کهف و حواریون عیسی را به همراه خواهد داشت.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر