پدیدآورنده:گفتوگو با آقای پورسید آقایی،
برجستهترین نکات از نظر حضرتعالی در خصوص مقام و شخصیت امام زمان (عج) چیست؟
یکی از ویژگیهای خاص حضرت بقیت الله الاعظم (روحی له الفداه) که از مختصات و ویژگیهای ایشان است و در دیگر ائمه نبوده این است که ایشان تجلی اسم غیب الغیوب الهی است، چون هیچ کدام از ائمه، تجلی اسم غیب الغیوب الهی نبودند.
از دیگر ویژگیهای ایشان این است که تنها کسی که مأمور تشکیل حکومت جهانی است، حضرت ولیعصر(ع)است؛ ائمه دیگر ما برای تشکیل حکومت جهانی مأموریت نداشتند.
امام زمان (ع)مأموریتهایی دارند که این مأموریتها به عهده ائمه دیگر نبوده است؛ برای مثال وقتی حضرت قیام میکنند، به امر جدید و قضای جدید و حکم جدید است؛ یعنی ویژگیهای خاصی برای حضرت وجود دارد. از جمله ویژگیهای خاص حضرت، عمر طولانی ایشان است؛ هم چنین در بعضی از روایات، به شأن و جایگاه بلند امام نسبت به بقیه ائمه (علیهم السلام) اشاره شده است.
وظایف شیعه در عصر غیبت چیست؟ و ما چگونه میتوانیم مقدمات حضور و ظهور را فراهم کنیم؟
اگر ما به عهدهایی که با امام زمان (ع) داریم، عمل کنیم، طبیعتا در فرج آن حضرت تعجیل میشود. هر حکومت دینی که حکومت امام زمان نیز از آن مستثنی نیست، بر دو رکن رکین استوار است؛ نخست زمینههای مردمی ودیگری نیروهای توانمند و کارساز.
بنابراین، ابتدا باید زمینههای مردمی و تشنگی برای حکومت آن حضرت وجود داشته باشد؛ به خصوص با توجه به این که حضرت حرکتی جهانی دارد و حکومتی جهانی بر پا خواهد کرد؛ پس این عطش و نیاز باید جهانی باشد و کار منتظران، به خصوص حکومت دینی در ایران این است که زمینه ساز حکومت جهانی آن حضرت باشند و این عطش و عشق به حکومت حضرت را برای همه مردم ایجاد کنند.
رکن دیگر آن وجود یاران وافراد توانمند است؛ افرادی چون مالک اشتر یا افرادی چون امام راحل، سردارانی چون همت، صیاد شیرازی، باکری، زین الدین و... که هر کدام آنها یک امت هستند.
ما اگر بخواهیم فرج امام زمان را نزدیکتر کنیم، باید همه توان خود را به این دو رکن معطوف کنیم؛ یعنی زمینه سازی در سطح توده مردم و پرورش و تربیت یاران توانمند و قوی. در سطح توده مردم وظیفه ما این است که همه مردم را به سطحی برسانیم که به تعهدات و پیمانهایی که با امام زمان (ع) دارند، عمل کنند. یکی از این پیمانها این است که «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم»؛ دعا خود زمینه ساز و نشانه عطش و طلب است و فقط لقلقه زبان نیست بلکه برخواسته از معرفت و عشقی درونی است. دعا عامل زمینه ساز بسیار مهمی است؛ به طوری که در روایت هم آمده است: به دلیل دعاهایی که بنی اسرائیل داشتند، حضرت موسی زودتر متولد شدند. سپس میفرمایند: اگر شما هم بخواهید و طلب کنید، امر فرج جلو میافتد؛ در غیر این صورت در همان جایگاه و زمان خود صورت خواهد گرفت .
بنابراین دعا یکی از شروط بسیار اساسی است. اجتناب از گناهان یکی از شروط اساسی دیگر است؛ به طوری که امام زمان (ع)در توقیعی که برای شیخ مفید فرستادند چنین میفرماید: «و لو ان اشیاعنا وفقهم الله بطاعته من اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا»؛ اگر شیعیان ما که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد، در وفای به عهد و پیمانی که به عهده دارند، همدل و متحد میشدند، سعادت دیدار و فرج ما به تأخیر نمیافتاد و این توفیق زودتر نصیب آنها میشد. این توقیع در جلد دوم (صفحه 418)احتجاج طبرسی موجود است. روایت دیگر هم آمده است که از زمینههای ظهور حضرت ولیعصر (ع)، دوری و اجتناب از گناهان و آراستگی به اخلاق نیکو است. امام صادق (ع) میفرمایند؛ «من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر»؛ کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر ظهور باشدو در همان حال از گناهان اجتناب ورزیده، به اخلاق نیکو آراسته باشد این روایت در کتاب غیبت نعمانی (صفحه 20)و در بحار الانوار (ج 52 صفحه 140) آمده است.
از جمله عهد و پیمانهایی که ما با آن حضرت داریم این است که «لاتنسنا ذکره»نباید یاد آن حضرت را فراموش کنیم و در راه حضرت و اهداف و آرمانهای ایشان از جان و مال و هر چه که داریم، دریغ نورزیم. در زیارت حضرت صاحب الامر در انتهای مفاتیح الجنان چنین آمده است؛ «و هو عهدی الیک و میثافی لدیک». از قسمتهای انتهایی این فراز این است «فابذل نفسی و مالی و ولدی و اهلی و جمیع ما خولنی ربی بین یدیک و تصرف بین امرک و نهیک». عهد و پیمان ما با حضرت این است که جان، مال، فزندان، خویشان و آنچه پرودگارم به من داده، در راه تو و در راه آرمانهای بلند تو صرف میکنم.
ما باید منتظر حضرت باشیم؛ این انتظار خود زمینه ساز ظهور حضرت است؛ «افضل الاعمال امتی انتظار الفرج من الله» برترین اعمال امت من انتظار فرج از جانب خداست. در منتخب الاثر از سنن ابی داود آمده است: «یخرج الناس من المشرق و یوطئون للمهدی سلطانه»؛ گروهی از مشرق زمین - که همین ایران است - به پا میخیزند و زمینه ساز حکومت امام زمان (ع)میشوند.
پیشنهاد میکنم که به قسمتهایی از دعای عهد توجه کنند. این دعا در حقیقت عهد و پیمانهای ما با امام زمان است. در فرازی از دعای عهد چنین آمده است: «اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه»؛ و نصرت و یاری حضرت و اعانت و یاوری حضرت؛ «والذابین عنه»؛ دفاع و حمایت از امام؛ «و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه»؛ سرعت به سوی او و بر آوردن حاجاتش؛ «والمتثلین لاوامره»؛ اطاعت از فرامین و دستورهایش؛ «والمحامین عنه»؛ با حمایت از امام؛ «و السابقین الی ارادته»؛ سبقت به خواست و اراده او؛ «و المستشهدین بین یدیه»؛ شهادت در پیشگاه او.
اینها و بسیاری مانند این، عهدهایی است که با امام زمان داریم؛ اگر ما به این عهدها عمل کنیم، میتوانیم خود را منتظر او بدانیم، چون کسی که در انتظار ظهور مصلح است، خود باید صالح باشد. وقتی خود صالح بودیم و این صلاح را در سطح جامعه پیاده کردیم - یعین مصلح شدیم - با توجه به توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید دارند.
در عصر حاضر سخن گفتن درباره مهدویت چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان ازمقولهای با نام دکترین مهدویت سخن گفت؟
چنان که میدانیم از دیدگاه شیعه ما در همه عصرها به امام نیازمندیم؛ «لولا الحجة لساخت الارض باهلها» ما به امام زنده، حاضر، ناظر و تلاشگری اعتقاد داریم که واسطه فیض است؛ «بوجوده تثبت الارض و السماء و بیمنه رزق الوری».ما معتقدیم که امام هم اکنون زنده و حاضر در میان ماست.
به اعتقاد من، اگر با نگاهی کلان و عمیق به مسئله مهدویت بنگریم، میتوانیم با اطمینان ادعا کنیم که امروزه هیچ مسئلهای به اهمیت و ضرورت مسئله مهدویت نیست. شاید بتوان حدود 25 دلیل برای اهمیت طرح مسئله مهدویت در عصر حاضر مطرح کرد. من این دلایل را به صورت بسیار سریع و فهرست وار برای شما بیان میکنم.
برای مقدمه باید به عرض برسانم که هر انقلاب یا هر جامعهای، عوامل رشد یا عوامل انحطاط و رکود مختلفی دارد.طرح مسئله مهدویت و فرهنگ انتظار، از مهمترین عوامل رشد و پویای یک جامعه است؛ از این نظر، جا دارد به این مقوله نگاه ویژهای داشته باشیم و برای آن سرمایه گذاری جدیای داشته باشیم؛ چرا که یکی از توانمندترین عوامل رشد جامعه است.
حال دلایلی که موجب میشود مهدویت از توانمندترین عوامل رشد جامعه باشد، عبارت است از:
1. ریشه عمیق در باور و اعتقاد مردم و عشق ورزی به آن.
2. پشتوانه فکری و برخورداری از موانع قوی و عمیق.
3. سفارش و تأکید فراوان بر این مسئله حیاتی؛ ادعیه فراوان و هزاران روایت دیگر در این باب وجود دارد. درباره هیچ کدام از موضوعات دینی و آموزههای آن تا این اندازه روایت وجود ندارد و به هیچ یک از آنها به این اندازه سفارش نشده است؛ حتی در مورد نماز هم این اندازه سفارش نشده است؛ این مسئله نشان میدهد که مسئله مهدویت مسئله واقعا مهمی است؛ درباره حضرت حجت (ع)، فرهنگ انتظار و مباحث متعدد مربوط به آن، از علائم، آثار و شرایط ظهور گرفته تا غیبت و فلسفه آن و انتظار و اهمیت آن و بسیاری مسائل دیگر، هزاران روایت نقل شده است.
4. بنیان و اساس نظریه ولایت فقیه؛ اگر به این مسئله به صورت درست نپردازیم، طبیعتا مسئله ولایت فقیه، پشتوانههای خود را از دست خواهد داد.
5. تاریخی، کهن، ریشه دار.
6. هماهنگی با فطرت انسان.
7. احساس برانگیز و شور آفرین؛ به دلیل ترسیم آینده زیبا و دمیدن روح امید در انسانها.
8. رویکردی جدی و قوی به آینده؛ هیچ کدام از آموزههای دینی ما چنین رویکرد قویای نسبت به آینده ندارد؛ حتی اگر بخواهیم مسئله امام حسین (ع)که در گذشته واقع شده، رویکری به آینده داشته باشد، تنها موضوعی که رویکردی جدی به آینده دارد، مسئله مهدویت است. درباره اهمیت مسئله مهدویت باید به عرض برسانم که در همایش شیعهشناسیای که در سال 1365 در تل آویو برگزار شد و حدود 300 نفر از شیعه شناسان برجسته جهان در آن شرکت داشتند، در مورد این مسئله بحث میکردند که عناصر کلیدی تفکر شیعی کدام است؛ پس از سه روز بحث و بررسی به این نتیجه رسیدند که در تفکر شیعی دو عنصر محوری وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است؛ نخست مسئله شهادت و کربلا که آنها آن را نگاه سرخ نام گذاری کردند؛ یعنی نگاه به شهادت، کربلا و امام حسین (علیهالسلام) و یارانش و سپس نگاه سبز؛ یعنی نگاه به آینده موعود و مهدویت؛ آنها معتقدند که شیعه با تفکر شهادت طلبانه خود قیام میکند و با توجه به آینده روشنی که پیش رو دارد، به انقلاب خود استمرار میبخشد.
9. همنوایی با ادیان و مذاهب و همسویی با عطش جهانی برای ظهور منجی الهی و مصلح کل.
10. وجود امام و رهبری زنده، تلاش کننده، مهربان، فریادرس و پاسخگو؛ هانری کربن مینویسد: تنها مذهبی که ارتباط خود با آسمان را قطع نکرده و این توان را دارد که ادامه داشته باشد و حیات خود را حفظ کند، شیعه است؛ چنان که میدانید یهودیان با رحلت حضرت موسی(ع)، مسیحیها - به زعم خود - با رحلت یا به آسمان رفتن حضرت عیسی علیه السلام و برادران اهل سنت با رحلت رسول اکرم(ص) باب ارتباط میان آسمان و زمین را قطع کردند؛ در حالی که تنها تفکر شیعی با اعتقاد به امامت این باب را باز نگه داشته است.
توجه با این نکته که امام و رهبر داریم که زنده و تلاش کننده است؛ و بسیار مهربان، بر خلاف آنچه امروزه بعضی سعی میکنند که او را خشن نشان دهند؛ در صورتی که این گونه نیست و حضرت تجلی رحمت واسعه الهی است؛ «السلام علیک ایها الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب» که در زیارت آل یاسین آمده است.
11. نقش ایرانیان؛ با توجه به روایات متعددی که در این باب داریم، ایرانیان در انقاب جهانی حضرت مهدی(عج) و یاری آن حضرت نقش کلیدی دارند؛ به همین دلیل ما باید دکترین مهدویت را بسیار پر رنگتر مطرح کنیم.
12. تحقق انقلاب اسلامی ایران، به عنوان ظهور صغرا و پیش مقدمه ظهور کبرای امام زمان.
13. حضور وکلا و نایبانی وارسته و پر نفوذ.
14. ناامیدی و سرگردانی جامعه جهانی به دلیل شکست مکاتب و ایسمهای مختلف از یک طرف، و گسترش جنگ، فریب، ظلم و زیادهطلبی، به خصوص از سوی آمریکای جهان خوار و اسرائیل متجاوز از طرفی دیگر.
15. جهانی بودن؛ چون مهدویت یک تئوری و دکترین جهانی است و همین جهانی بودن خود موجب اهمیت این مسئله و پیوند و وحدت همه مردم دنیا حول این محور است.
16. طرح نظریههایی در باب پایان تاریخ و جهانی سازی؛ چنان که میدانید در مورد پایان تاریخ و جهانی سازی، تئوریها و نظریههایی از جانب تافلو، هانتینگتون، فوکویاما و... مطرح است؛ تنها نظریهای که رقیب این نظریهها است، و با رویکردی نو به این مسئله بر مبانی، اهداف، روشها و راهکارهایی خاص تکیه دارد، دکترین مهدویت است.
17. ترسیم تصویری زیبا، واقعی، قابل دفاع و قابل وصول از آینده انسان و جهان و پایان تاریخ؛ ممکن است دیگران تئوریها و نظریههایی در این باب مطرح کنند، ولی معلوم نیست که این نظریهها تا چه اندازه درست، واقعی و قابل وصول است؛ در حالی که آنچه ما مطرح میکنیم، بسیار زیبا و قابل وصول است و مهمتر اینکه با مبانی محکم میتوان از آن دفاع کرد.
18. هماهنگی با سنت حاکم بر تاریخ؛ چون دکترین مهدویت پایان جهان را پایانی سراسر زیبا تصویر میکند و این سنتی در حوزه تاریخ است که مورد قبول ما است؛ به تعبیر آیه قرآن؛ «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلکم»؛ اصولاً این یک وعده الهی است.
19. ریشه در فرهنگ ایرانی؛ این مسئله در فرهنگ ایرانی بسیار جا افتاده و نه تنها فرهنگ دینی که فرهنگ ایرانی ما است.
20. توانایی در بسیج تودهها؛ شاید کمتر مسئله و موضوعی این توان و قابلیت را داشته باشد که بتواند جوانهای ما و همه افراد جامعه ما را این گونه بسیج کند.
21. وجود یاورانی عاشق، بیدار، بسیجی و شهادت طلب.
چون خاورمیان در کانون حوادث است، جا دارد که دکترین مهدویت را بسیار عمیقتر از این مورد توجه و بررسی قرار دهیم. چون افرادی که در این وادی هستند، یعنی یاوران مهدی(ع)، همه شهادت طلب، بسیجی، هوشیار و بیدار هستند.
22. الگو بودن دولت مهدوی و پذیرش به عنوان هدف راهبری نظام در عرصههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی؛ جا دارد این قسمت را بیشتر مورد نظر قرار دهیم. به اعتقاد ما اهداف حکومت امام مهدی (ع) میتواند همان اهداف حکومت دینی و جمهوری اسلامی باشد. اهداف اعتقادی حضرت چیست؟ اهداف تربیتی و اخلاقی حضرت چیست؟ اهداف سیاسی و اجتماعی حضرت کدام است؟ هر کدام از این اهداف میتواند به عنوان هدف استراتژیک و راهبردی حکومتهای دینی در عصر غیبت کبرای حضرت قرار گیرد تا ما از این وضع موجود به سوی وضع مطلوب حرکت کنیم؟ یعنی جایگاه کنونی خود را بشناسیم و بدانیم که به کجا میرویم؛ یعنی از وضع موجود به وضع مطلوب طی طریق کنیم.
به راستی اگر این مسئله برای مسئولین نظام ما جا میافتاد، به راحتی مسئله مهدویت را فراموش نمیکردند. به خصوص امروزه که ما شاهدیم درباره این مسئله توقفی بیست و چند ساله شده است، چون هر کس که مسائل مهدویت را مطرح میکرد، با انگ و برچسب «انجمن حجتیه» مواجه میشد و این خود موجب رکود بیست و چند ساله در طرح مسائل و دکترین مهدویت شد؛ نکته مهم این است که در عصری که عصر شتاب، سبقت، سرعت و حرکت نام گرفته است، اگر 25 سال مسئلهای راکد بماند، چه عواقب خطرناکی برای پیروانش در پی خواهد داشت؛ از این رو شما میبینید که امروزه طرح مسائل انحرافی افزایش یافته است؛ به صورتی که ملاقات گرایی رواج یافته است و آن حضرت به صورتی در دسترس است که هر کسی میتواند خیلی راحت او را ببیند. عدهای منزلت آن حضرت را- نعوذ بالله - به اندازه یک بقال پایین میآورند. این مسائل، متأسفانه از پیامدهای همان توقف و رکود بیست و چند ساله است.
باز هم تأکید میکنم که دولت امام مهدی (ع) و اهداف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن حضرت باید به عنوان الگوی حکومت جمهوری اسلامی قرار گیرد و ما باید به آن سمت حرکت کنیم.
23. تسریع در ظهور آن حضرت که ظهور همه زیباییها است؛ «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم»؛ پس برای این که در ظهور حضرت تعجیل شود ما باید به دکترین مهدویت به صورت عمیقتر و جدیتر بپردازیم.
به هر تقدیر، اینها مواردی است که ضرورت طرح دکترین مهدویت در عصر حاضر را بیشتر میکند؛ علاوه بر این، بر اساس دلایل اعتقادی ما که «لولا الحجة لساخت الارض بأهلها» یا «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» و... ما باید دکترین مهدویت را بسیار پُررنگتر مطرح کنیم. حضرت یوسف بر اساس خواب عزیر مصر، دو برنامه 7 ساله را تدوین میکند؛ یعنی عزیز مصر بر اساس یک خواب به تکاپو میافتد و با کمک حضرت یوسف (ع) مردم را از قحطی و نگرانی نجات میدهد. حال ما با این همه روایاتی که در باب مهدویت داریم و با دلایل متعددی که ایجاب میکند، دکترین مهدویت را پررنگ مطرح کنیم، آیا نمیتوانیم با این همه روایات که شاید رقم آن به 7 یا 8 هزار برسد و با توجه به اینکه دولت و حکومت امام مهدی (عج) دولت و حکومت مطلوب ما است و اهداف استراتژیک ما را تأمین میکند آیا نباید به برنامهریزی بپردازیم و به این مسئله به صورت راهبردی و کلان بنگریم.
به نظر من، ما در این باب قصور و کوتاهی زیادی کردیم؛ یعنی به راستی در باب دکترین مهدویت که یکی از مهمترین، مؤثرترین و عمیقترین مسائل اعتقادی ما است و حتی به روزترین و کارآمدترین مسئله ما است کوتاهی زیادی کردیم. از این رو، این مسئله به بسیج همگانی نخبگان حوزه و دانشگاه نیاز دارد تا با همکاری هم از این رکود بیست و چند ساله درآییم و بدانیم که جان امروز تشنه مهدویت است و هیچ مسئلهای در میان مسائل ما از مسئله مهدویت تأثیرگذارتر نیست. برای سخنرانی به جاهای مختلفی سفر کردم. به مسئولین برگزار کننده، در میان مسائل اعتقادی هیچ مسئلهای به این اندازه توان و پتانسیل بسیج مردم را ندارد. بسیاری گمان نمیکردند که دعای ندبه مهدیه تهران شکل بگیرد و اینگونه از آن استقبال شود.
یکی از ویژگیهای خاص حضرت بقیت الله الاعظم (روحی له الفداه) که از مختصات و ویژگیهای ایشان است و در دیگر ائمه نبوده این است که ایشان تجلی اسم غیب الغیوب الهی است، چون هیچ کدام از ائمه، تجلی اسم غیب الغیوب الهی نبودند.
از دیگر ویژگیهای ایشان این است که تنها کسی که مأمور تشکیل حکومت جهانی است، حضرت ولیعصر(ع)است؛ ائمه دیگر ما برای تشکیل حکومت جهانی مأموریت نداشتند.
امام زمان (ع)مأموریتهایی دارند که این مأموریتها به عهده ائمه دیگر نبوده است؛ برای مثال وقتی حضرت قیام میکنند، به امر جدید و قضای جدید و حکم جدید است؛ یعنی ویژگیهای خاصی برای حضرت وجود دارد. از جمله ویژگیهای خاص حضرت، عمر طولانی ایشان است؛ هم چنین در بعضی از روایات، به شأن و جایگاه بلند امام نسبت به بقیه ائمه (علیهم السلام) اشاره شده است.
وظایف شیعه در عصر غیبت چیست؟ و ما چگونه میتوانیم مقدمات حضور و ظهور را فراهم کنیم؟
اگر ما به عهدهایی که با امام زمان (ع) داریم، عمل کنیم، طبیعتا در فرج آن حضرت تعجیل میشود. هر حکومت دینی که حکومت امام زمان نیز از آن مستثنی نیست، بر دو رکن رکین استوار است؛ نخست زمینههای مردمی ودیگری نیروهای توانمند و کارساز.
بنابراین، ابتدا باید زمینههای مردمی و تشنگی برای حکومت آن حضرت وجود داشته باشد؛ به خصوص با توجه به این که حضرت حرکتی جهانی دارد و حکومتی جهانی بر پا خواهد کرد؛ پس این عطش و نیاز باید جهانی باشد و کار منتظران، به خصوص حکومت دینی در ایران این است که زمینه ساز حکومت جهانی آن حضرت باشند و این عطش و عشق به حکومت حضرت را برای همه مردم ایجاد کنند.
رکن دیگر آن وجود یاران وافراد توانمند است؛ افرادی چون مالک اشتر یا افرادی چون امام راحل، سردارانی چون همت، صیاد شیرازی، باکری، زین الدین و... که هر کدام آنها یک امت هستند.
ما اگر بخواهیم فرج امام زمان را نزدیکتر کنیم، باید همه توان خود را به این دو رکن معطوف کنیم؛ یعنی زمینه سازی در سطح توده مردم و پرورش و تربیت یاران توانمند و قوی. در سطح توده مردم وظیفه ما این است که همه مردم را به سطحی برسانیم که به تعهدات و پیمانهایی که با امام زمان (ع) دارند، عمل کنند. یکی از این پیمانها این است که «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم»؛ دعا خود زمینه ساز و نشانه عطش و طلب است و فقط لقلقه زبان نیست بلکه برخواسته از معرفت و عشقی درونی است. دعا عامل زمینه ساز بسیار مهمی است؛ به طوری که در روایت هم آمده است: به دلیل دعاهایی که بنی اسرائیل داشتند، حضرت موسی زودتر متولد شدند. سپس میفرمایند: اگر شما هم بخواهید و طلب کنید، امر فرج جلو میافتد؛ در غیر این صورت در همان جایگاه و زمان خود صورت خواهد گرفت .
بنابراین دعا یکی از شروط بسیار اساسی است. اجتناب از گناهان یکی از شروط اساسی دیگر است؛ به طوری که امام زمان (ع)در توقیعی که برای شیخ مفید فرستادند چنین میفرماید: «و لو ان اشیاعنا وفقهم الله بطاعته من اجتماع من القلوب فی الوفاء بالعهد علیهم لما تأخر عنهم الیمن بلقائنا و لتعجلت لهم السعادة بمشاهدتنا»؛ اگر شیعیان ما که خداوند آنها را به طاعت و بندگی خویش موفق بدارد، در وفای به عهد و پیمانی که به عهده دارند، همدل و متحد میشدند، سعادت دیدار و فرج ما به تأخیر نمیافتاد و این توفیق زودتر نصیب آنها میشد. این توقیع در جلد دوم (صفحه 418)احتجاج طبرسی موجود است. روایت دیگر هم آمده است که از زمینههای ظهور حضرت ولیعصر (ع)، دوری و اجتناب از گناهان و آراستگی به اخلاق نیکو است. امام صادق (ع) میفرمایند؛ «من سره ان یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر»؛ کسی که دوست دارد از یاران قائم باشد، باید منتظر ظهور باشدو در همان حال از گناهان اجتناب ورزیده، به اخلاق نیکو آراسته باشد این روایت در کتاب غیبت نعمانی (صفحه 20)و در بحار الانوار (ج 52 صفحه 140) آمده است.
از جمله عهد و پیمانهایی که ما با آن حضرت داریم این است که «لاتنسنا ذکره»نباید یاد آن حضرت را فراموش کنیم و در راه حضرت و اهداف و آرمانهای ایشان از جان و مال و هر چه که داریم، دریغ نورزیم. در زیارت حضرت صاحب الامر در انتهای مفاتیح الجنان چنین آمده است؛ «و هو عهدی الیک و میثافی لدیک». از قسمتهای انتهایی این فراز این است «فابذل نفسی و مالی و ولدی و اهلی و جمیع ما خولنی ربی بین یدیک و تصرف بین امرک و نهیک». عهد و پیمان ما با حضرت این است که جان، مال، فزندان، خویشان و آنچه پرودگارم به من داده، در راه تو و در راه آرمانهای بلند تو صرف میکنم.
ما باید منتظر حضرت باشیم؛ این انتظار خود زمینه ساز ظهور حضرت است؛ «افضل الاعمال امتی انتظار الفرج من الله» برترین اعمال امت من انتظار فرج از جانب خداست. در منتخب الاثر از سنن ابی داود آمده است: «یخرج الناس من المشرق و یوطئون للمهدی سلطانه»؛ گروهی از مشرق زمین - که همین ایران است - به پا میخیزند و زمینه ساز حکومت امام زمان (ع)میشوند.
پیشنهاد میکنم که به قسمتهایی از دعای عهد توجه کنند. این دعا در حقیقت عهد و پیمانهای ما با امام زمان است. در فرازی از دعای عهد چنین آمده است: «اللهم اجعلنی من انصاره و اعوانه»؛ و نصرت و یاری حضرت و اعانت و یاوری حضرت؛ «والذابین عنه»؛ دفاع و حمایت از امام؛ «و المسارعین الیه فی قضاء حوائجه»؛ سرعت به سوی او و بر آوردن حاجاتش؛ «والمتثلین لاوامره»؛ اطاعت از فرامین و دستورهایش؛ «والمحامین عنه»؛ با حمایت از امام؛ «و السابقین الی ارادته»؛ سبقت به خواست و اراده او؛ «و المستشهدین بین یدیه»؛ شهادت در پیشگاه او.
اینها و بسیاری مانند این، عهدهایی است که با امام زمان داریم؛ اگر ما به این عهدها عمل کنیم، میتوانیم خود را منتظر او بدانیم، چون کسی که در انتظار ظهور مصلح است، خود باید صالح باشد. وقتی خود صالح بودیم و این صلاح را در سطح جامعه پیاده کردیم - یعین مصلح شدیم - با توجه به توقیعی که آن حضرت به شیخ مفید دارند.
در عصر حاضر سخن گفتن درباره مهدویت چه ضرورتی دارد؟ و آیا میتوان ازمقولهای با نام دکترین مهدویت سخن گفت؟
چنان که میدانیم از دیدگاه شیعه ما در همه عصرها به امام نیازمندیم؛ «لولا الحجة لساخت الارض باهلها» ما به امام زنده، حاضر، ناظر و تلاشگری اعتقاد داریم که واسطه فیض است؛ «بوجوده تثبت الارض و السماء و بیمنه رزق الوری».ما معتقدیم که امام هم اکنون زنده و حاضر در میان ماست.
به اعتقاد من، اگر با نگاهی کلان و عمیق به مسئله مهدویت بنگریم، میتوانیم با اطمینان ادعا کنیم که امروزه هیچ مسئلهای به اهمیت و ضرورت مسئله مهدویت نیست. شاید بتوان حدود 25 دلیل برای اهمیت طرح مسئله مهدویت در عصر حاضر مطرح کرد. من این دلایل را به صورت بسیار سریع و فهرست وار برای شما بیان میکنم.
برای مقدمه باید به عرض برسانم که هر انقلاب یا هر جامعهای، عوامل رشد یا عوامل انحطاط و رکود مختلفی دارد.طرح مسئله مهدویت و فرهنگ انتظار، از مهمترین عوامل رشد و پویای یک جامعه است؛ از این نظر، جا دارد به این مقوله نگاه ویژهای داشته باشیم و برای آن سرمایه گذاری جدیای داشته باشیم؛ چرا که یکی از توانمندترین عوامل رشد جامعه است.
حال دلایلی که موجب میشود مهدویت از توانمندترین عوامل رشد جامعه باشد، عبارت است از:
1. ریشه عمیق در باور و اعتقاد مردم و عشق ورزی به آن.
2. پشتوانه فکری و برخورداری از موانع قوی و عمیق.
3. سفارش و تأکید فراوان بر این مسئله حیاتی؛ ادعیه فراوان و هزاران روایت دیگر در این باب وجود دارد. درباره هیچ کدام از موضوعات دینی و آموزههای آن تا این اندازه روایت وجود ندارد و به هیچ یک از آنها به این اندازه سفارش نشده است؛ حتی در مورد نماز هم این اندازه سفارش نشده است؛ این مسئله نشان میدهد که مسئله مهدویت مسئله واقعا مهمی است؛ درباره حضرت حجت (ع)، فرهنگ انتظار و مباحث متعدد مربوط به آن، از علائم، آثار و شرایط ظهور گرفته تا غیبت و فلسفه آن و انتظار و اهمیت آن و بسیاری مسائل دیگر، هزاران روایت نقل شده است.
4. بنیان و اساس نظریه ولایت فقیه؛ اگر به این مسئله به صورت درست نپردازیم، طبیعتا مسئله ولایت فقیه، پشتوانههای خود را از دست خواهد داد.
5. تاریخی، کهن، ریشه دار.
6. هماهنگی با فطرت انسان.
7. احساس برانگیز و شور آفرین؛ به دلیل ترسیم آینده زیبا و دمیدن روح امید در انسانها.
8. رویکردی جدی و قوی به آینده؛ هیچ کدام از آموزههای دینی ما چنین رویکرد قویای نسبت به آینده ندارد؛ حتی اگر بخواهیم مسئله امام حسین (ع)که در گذشته واقع شده، رویکری به آینده داشته باشد، تنها موضوعی که رویکردی جدی به آینده دارد، مسئله مهدویت است. درباره اهمیت مسئله مهدویت باید به عرض برسانم که در همایش شیعهشناسیای که در سال 1365 در تل آویو برگزار شد و حدود 300 نفر از شیعه شناسان برجسته جهان در آن شرکت داشتند، در مورد این مسئله بحث میکردند که عناصر کلیدی تفکر شیعی کدام است؛ پس از سه روز بحث و بررسی به این نتیجه رسیدند که در تفکر شیعی دو عنصر محوری وجود دارد که بسیار حائز اهمیت است؛ نخست مسئله شهادت و کربلا که آنها آن را نگاه سرخ نام گذاری کردند؛ یعنی نگاه به شهادت، کربلا و امام حسین (علیهالسلام) و یارانش و سپس نگاه سبز؛ یعنی نگاه به آینده موعود و مهدویت؛ آنها معتقدند که شیعه با تفکر شهادت طلبانه خود قیام میکند و با توجه به آینده روشنی که پیش رو دارد، به انقلاب خود استمرار میبخشد.
9. همنوایی با ادیان و مذاهب و همسویی با عطش جهانی برای ظهور منجی الهی و مصلح کل.
10. وجود امام و رهبری زنده، تلاش کننده، مهربان، فریادرس و پاسخگو؛ هانری کربن مینویسد: تنها مذهبی که ارتباط خود با آسمان را قطع نکرده و این توان را دارد که ادامه داشته باشد و حیات خود را حفظ کند، شیعه است؛ چنان که میدانید یهودیان با رحلت حضرت موسی(ع)، مسیحیها - به زعم خود - با رحلت یا به آسمان رفتن حضرت عیسی علیه السلام و برادران اهل سنت با رحلت رسول اکرم(ص) باب ارتباط میان آسمان و زمین را قطع کردند؛ در حالی که تنها تفکر شیعی با اعتقاد به امامت این باب را باز نگه داشته است.
توجه با این نکته که امام و رهبر داریم که زنده و تلاش کننده است؛ و بسیار مهربان، بر خلاف آنچه امروزه بعضی سعی میکنند که او را خشن نشان دهند؛ در صورتی که این گونه نیست و حضرت تجلی رحمت واسعه الهی است؛ «السلام علیک ایها الرحمة الواسعة وعدا غیر مکذوب» که در زیارت آل یاسین آمده است.
11. نقش ایرانیان؛ با توجه به روایات متعددی که در این باب داریم، ایرانیان در انقاب جهانی حضرت مهدی(عج) و یاری آن حضرت نقش کلیدی دارند؛ به همین دلیل ما باید دکترین مهدویت را بسیار پر رنگتر مطرح کنیم.
12. تحقق انقلاب اسلامی ایران، به عنوان ظهور صغرا و پیش مقدمه ظهور کبرای امام زمان.
13. حضور وکلا و نایبانی وارسته و پر نفوذ.
14. ناامیدی و سرگردانی جامعه جهانی به دلیل شکست مکاتب و ایسمهای مختلف از یک طرف، و گسترش جنگ، فریب، ظلم و زیادهطلبی، به خصوص از سوی آمریکای جهان خوار و اسرائیل متجاوز از طرفی دیگر.
15. جهانی بودن؛ چون مهدویت یک تئوری و دکترین جهانی است و همین جهانی بودن خود موجب اهمیت این مسئله و پیوند و وحدت همه مردم دنیا حول این محور است.
16. طرح نظریههایی در باب پایان تاریخ و جهانی سازی؛ چنان که میدانید در مورد پایان تاریخ و جهانی سازی، تئوریها و نظریههایی از جانب تافلو، هانتینگتون، فوکویاما و... مطرح است؛ تنها نظریهای که رقیب این نظریهها است، و با رویکردی نو به این مسئله بر مبانی، اهداف، روشها و راهکارهایی خاص تکیه دارد، دکترین مهدویت است.
17. ترسیم تصویری زیبا، واقعی، قابل دفاع و قابل وصول از آینده انسان و جهان و پایان تاریخ؛ ممکن است دیگران تئوریها و نظریههایی در این باب مطرح کنند، ولی معلوم نیست که این نظریهها تا چه اندازه درست، واقعی و قابل وصول است؛ در حالی که آنچه ما مطرح میکنیم، بسیار زیبا و قابل وصول است و مهمتر اینکه با مبانی محکم میتوان از آن دفاع کرد.
18. هماهنگی با سنت حاکم بر تاریخ؛ چون دکترین مهدویت پایان جهان را پایانی سراسر زیبا تصویر میکند و این سنتی در حوزه تاریخ است که مورد قبول ما است؛ به تعبیر آیه قرآن؛ «وعد الله الذین آمنوا منکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من قبلکم»؛ اصولاً این یک وعده الهی است.
19. ریشه در فرهنگ ایرانی؛ این مسئله در فرهنگ ایرانی بسیار جا افتاده و نه تنها فرهنگ دینی که فرهنگ ایرانی ما است.
20. توانایی در بسیج تودهها؛ شاید کمتر مسئله و موضوعی این توان و قابلیت را داشته باشد که بتواند جوانهای ما و همه افراد جامعه ما را این گونه بسیج کند.
21. وجود یاورانی عاشق، بیدار، بسیجی و شهادت طلب.
چون خاورمیان در کانون حوادث است، جا دارد که دکترین مهدویت را بسیار عمیقتر از این مورد توجه و بررسی قرار دهیم. چون افرادی که در این وادی هستند، یعنی یاوران مهدی(ع)، همه شهادت طلب، بسیجی، هوشیار و بیدار هستند.
22. الگو بودن دولت مهدوی و پذیرش به عنوان هدف راهبری نظام در عرصههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی؛ جا دارد این قسمت را بیشتر مورد نظر قرار دهیم. به اعتقاد ما اهداف حکومت امام مهدی (ع) میتواند همان اهداف حکومت دینی و جمهوری اسلامی باشد. اهداف اعتقادی حضرت چیست؟ اهداف تربیتی و اخلاقی حضرت چیست؟ اهداف سیاسی و اجتماعی حضرت کدام است؟ هر کدام از این اهداف میتواند به عنوان هدف استراتژیک و راهبردی حکومتهای دینی در عصر غیبت کبرای حضرت قرار گیرد تا ما از این وضع موجود به سوی وضع مطلوب حرکت کنیم؟ یعنی جایگاه کنونی خود را بشناسیم و بدانیم که به کجا میرویم؛ یعنی از وضع موجود به وضع مطلوب طی طریق کنیم.
به راستی اگر این مسئله برای مسئولین نظام ما جا میافتاد، به راحتی مسئله مهدویت را فراموش نمیکردند. به خصوص امروزه که ما شاهدیم درباره این مسئله توقفی بیست و چند ساله شده است، چون هر کس که مسائل مهدویت را مطرح میکرد، با انگ و برچسب «انجمن حجتیه» مواجه میشد و این خود موجب رکود بیست و چند ساله در طرح مسائل و دکترین مهدویت شد؛ نکته مهم این است که در عصری که عصر شتاب، سبقت، سرعت و حرکت نام گرفته است، اگر 25 سال مسئلهای راکد بماند، چه عواقب خطرناکی برای پیروانش در پی خواهد داشت؛ از این رو شما میبینید که امروزه طرح مسائل انحرافی افزایش یافته است؛ به صورتی که ملاقات گرایی رواج یافته است و آن حضرت به صورتی در دسترس است که هر کسی میتواند خیلی راحت او را ببیند. عدهای منزلت آن حضرت را- نعوذ بالله - به اندازه یک بقال پایین میآورند. این مسائل، متأسفانه از پیامدهای همان توقف و رکود بیست و چند ساله است.
باز هم تأکید میکنم که دولت امام مهدی (ع) و اهداف فرهنگی، سیاسی و اجتماعی آن حضرت باید به عنوان الگوی حکومت جمهوری اسلامی قرار گیرد و ما باید به آن سمت حرکت کنیم.
23. تسریع در ظهور آن حضرت که ظهور همه زیباییها است؛ «اکثروا الدعا بتعجیل الفرج فان ذلک فرجکم»؛ پس برای این که در ظهور حضرت تعجیل شود ما باید به دکترین مهدویت به صورت عمیقتر و جدیتر بپردازیم.
به هر تقدیر، اینها مواردی است که ضرورت طرح دکترین مهدویت در عصر حاضر را بیشتر میکند؛ علاوه بر این، بر اساس دلایل اعتقادی ما که «لولا الحجة لساخت الارض بأهلها» یا «من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة» و... ما باید دکترین مهدویت را بسیار پُررنگتر مطرح کنیم. حضرت یوسف بر اساس خواب عزیر مصر، دو برنامه 7 ساله را تدوین میکند؛ یعنی عزیز مصر بر اساس یک خواب به تکاپو میافتد و با کمک حضرت یوسف (ع) مردم را از قحطی و نگرانی نجات میدهد. حال ما با این همه روایاتی که در باب مهدویت داریم و با دلایل متعددی که ایجاب میکند، دکترین مهدویت را پررنگ مطرح کنیم، آیا نمیتوانیم با این همه روایات که شاید رقم آن به 7 یا 8 هزار برسد و با توجه به اینکه دولت و حکومت امام مهدی (عج) دولت و حکومت مطلوب ما است و اهداف استراتژیک ما را تأمین میکند آیا نباید به برنامهریزی بپردازیم و به این مسئله به صورت راهبردی و کلان بنگریم.
به نظر من، ما در این باب قصور و کوتاهی زیادی کردیم؛ یعنی به راستی در باب دکترین مهدویت که یکی از مهمترین، مؤثرترین و عمیقترین مسائل اعتقادی ما است و حتی به روزترین و کارآمدترین مسئله ما است کوتاهی زیادی کردیم. از این رو، این مسئله به بسیج همگانی نخبگان حوزه و دانشگاه نیاز دارد تا با همکاری هم از این رکود بیست و چند ساله درآییم و بدانیم که جان امروز تشنه مهدویت است و هیچ مسئلهای در میان مسائل ما از مسئله مهدویت تأثیرگذارتر نیست. برای سخنرانی به جاهای مختلفی سفر کردم. به مسئولین برگزار کننده، در میان مسائل اعتقادی هیچ مسئلهای به این اندازه توان و پتانسیل بسیج مردم را ندارد. بسیاری گمان نمیکردند که دعای ندبه مهدیه تهران شکل بگیرد و اینگونه از آن استقبال شود.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر