پدیدآورنده:زهرا رضائیان،
،
سعادت بشر در گرو قوانین
انسانها برای جلوگیری از هر گونه اختلال و پراکندگی در زندگی اجتماعی خود، ناگزیرند از قوانینی پیروی کنند. این قوانین باید کامل و جامع باشد و تمامی نیازهای انسان در آن رعایت شده باشد تا آدمی را به سوی سعادت و کمال واقعی رهنمون سازد و جامعه را از سقوط در درههای هلاکت و نیستی باز دارد. بر این اساس، وضع کننده این قوانین باید همه مصلحتها و مفسدههای بشری را در نظر بگیرد. روشن است که انسان با علم ناقص و محدود خود نمیتواند چنین قوانینی بیافریند؛ بنابراین، انسانها برای رسیدن به کمال واقعی، به قوانین خدایی نیازمندند و الطاف خداوندی نیز اقتضا میکند که برنامه کاملی تهیه شده و توسط پیامبران برای هدایت و سعادت بشر فرستاده شود.
راه تکامل
انسان، هم در زندگی دنیوی و هم در زندگی معنوی و روحانی خود، نیازمند برنامه و راهنمای کاملی است تا مسیر خطرناک و دقیق زندگی این دنیای فانی را سپری کند و به سوی سعادت و کمال گام بردارد؛ زیرا امیال و خواهشهای نفسانی، راه حقیقتبینی و قضاوت صحیح را تاریک میکنند و انسان را به گرداب هلاکت و نیستی میافکنند. تنها خداوند که آفریننده انسان و جهان است و سعادت واقعی بشر و اخلاق نیک و بد او را به خوبی میشناسد، میتواند برنامهای جامع برای رسیدن به سعادت به دست بشر بدهد. بنابراین، انسان در تأمین سعادت اخروی خود، نیازمند قوانین الاهی است وراه تکامل وی، همان عقاید دینی و الاهی، و اعمال و اخلاق نیک و پسندیدهای است که خداوند آنها را بر قلوب پاک انبیاء نازل کرده تا به مردم برسانند.
لزوم وجود امام در جامعه
انسان برای داشتن زندگی بهتر و ایده آل، نیازمند الگویی کامل و جامع است که از هر نقص و عیبی به دور بوده و بتواند راهنمای خوبی برای او در همه زمینهها باشد. در زندگی اجتماعی نیز انسان به رهبری محتاج است که او را به سوی خوبیها و کمال هدایت کند. چه نیکوست اگر رهبر جامعه و امام مردم، معصوم و عاری از گناه و هر گونه لغزش و خطا باشد تا با فکری عمیق و پهناور و سینهای گشاده به نور الاهی، حق هر کسی را به او برساند و جلوی تجاوز کاریهای همگان را بگیرد. پیشوایان معصوم علیهمالسلام ، بهترین الگو برای رسیدن بشر به سعادت و کمال هستند. در دست داشتن چنین معیار و الگویی، بزرگترین لطف و مرحمت الاهی برای جامعه انسانی است؛ چرا که بشر نمیتواند قوانین و برنامههای مناسب وضع کند، ولی پروردگار با وجود امام و پیشوایان معصوم، جامعه انسانی را از گرفتاری و تباهیها نجات داده است.
معنای امام
امام در لغت به معنای پیشواست و به کسی اطلاق میشود که پیشرو باشد و دیگران از او پیروی کرده، او را محور قرار دهند. بنابراین، همانطور که به انسانهای کامل و الگوهای مثبت جامعه که همواره آدمی را در راه تکامل و ترقی و شکوفایی استعدادهای با فضیلت سوق میدهند امام گفته میشود، به افراد جائر و ستمگر که با ظلم و ستم خود، جوامع بشری را رهبری میکنند و آنان را به انحطاط و پستی میکشانند نیز امام میگویند. امام علی علیهالسلام در پی سفارش خود به محمدبن ابی بکر، استاندار مصر میفرماید: «پیشوای هدایت، با پیشوای رذالت یکسان نیست». پس امام کسی است که آدمیان را به سوی خدا هدایت کند و این هدایت یعنی سوق دادن افراد جامعه به سمت مصالح دینی و دنیایی شان و بازداشتن آنها از آن چه با مصالح در تضاد است.
امامت، اساس تعالیم اسلام
اسلام به عنوان دینی آسمانی، هدف خود را تربیت و پرورش انسان معرفی کرده و برای تحقق آن، تمامی امکانات و اسباب لازم را به کار گرفته است. در آیین اسلام پایههایی وجود دارد که اسلام بر آنها استوار است. اساسیترین پایهای که سنگینی اسلام را به دوش کشیده و همگان را در سایه تعالیم آرامشبخش اسلام جای داده، امامت است. امام رضا علیهالسلام میفرماید: «امام، ریشه و اساس اسلام و شاخه سربلند آن است». هر موردی در اسلام مدنظر قرار بگیرد، الگو و معیار آن امام است. آیین و دستورات اسلام با وجود امام به مرحله ظهور میرسد و تمام دستورات الاهی، در سیمای زندگی امام آشکار میگردد؛ زیرا حد و مرز قوانین الاهی به وسیله امام مشخص میشود. به همین دلیل است که اگر کسی در پناه اسلام قرار بگیرد ولی امام زمانش را نشناسد، در حقیقت از اسلام بیخبر است؛ چنان که رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله فرمودند: «هر کس بدون شناخت امام معصوم بمیرد، مردنش مثل مردگان دوران جاهلیت است».
امامت از نظرشیعه
از نظر شیعه، امامت امری است انتصابی، نه انتخابی، و میبایست خداوند کسی را به عنوان جانشین پیامبر برگزیند؛ از این رو رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله ، علی علیهالسلام را به عنوان جانشین خود و رهبری جامعه اسلامی برگزید. از دیدگاه شیعه، هیچ عصر و زمانی خالی از حجت نیست و هر عصری نیازمند به ولی و انسان کاملی است تا آثار نبوت و احکام دین و علم و معرفت از میان نرود. بر این اساس به اعتقاد شیعه، امام مصداق بارز انسان کامل است و دارای ولایت تکوینی است؛ یعنی وظیفه او تنها نشان دادن راه صحیح نیست، بلکه سرپرستی و ولایت مردم در اعمالشان را نیز بر عهده دارد و اعمال مردم بر او عرضه میشود واین شأن و مقامی است که خداوند به امام اعطا فرموده است؛ چنانکه پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله نیز از آن برخوردار بوده است.
فرق امامت و نبوت
نبوت یعنی دریافت وحی از خداوند و رساندن آن به دیگران. بنابراین نبی کسی است که وحی بر او نازل میشود و آنچه را به وسیله وحی دریافت میدارد، در اختیار مردمان قرار میدهد. وظیفه پیامبر آوردن دین و تبلیغ و راهنمایی مردمان به سوی خداپرستی است ؛ اما امامت یعنی رهبری، پیشوایی و زمامداری خلق و امام کسی است که با تشکیل حکومتی الاهی و به دست آوردن قدرتهای لازم، سعی میکند احکام خداوند را عملاً اجرا و پیاده کند. مقام نبوت، تنها خبر دادن از ناحیه خدا و رساندن فرمان او و بشارتها و انذارهاست اما امامت افزون بر آنچه در نبوت است، اجرای احکام و تربیت انسانها را هم به عهده دارد. بسیاری از پیامبران همانند پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله هر دو مقام را با هم دارا بودند. امامت، بالاترین منصب الاهی است که پس از یک سلسله شایستگیها اعطا میشود؛ همانند امامت حضرت ابراهیم علیهالسلام پس از امتحانهای فراوان و سخت.
نقش رهبری در زندگی انسانها
خود محوری و خودکامگی، منشأ سقوط و انحطاط جوامع بشری است. جوامعی که خویش را از وجود رهبر بینیاز میدانند و پیوسته در پی شهوات و هواهای نفسانی هستند تا آنجا که تا مرز پرستش آنها پیش میروند، همواره در معرض خطر هستند و سرانجام هم به هلاکت افتاده و از میان خواهند رفت. قبول زندگی جمعی در حیات انسانها نمیتواند از مسأله رهبری جدا باشد و پیمودن راه تکامل بدون استفاده از وجود رهبر ممکن نیست. امام رضا علیهالسلام میفرماید: «رهبر و امام، لازمه جامعه اسلامی برای برقراری نظم و انضباط اجتماعی، احیای قوانین خداوندی و حفظ و حراست از نظام اسلامی در برابر تهدیدهای دشمنان داخل و خارج میباشد». کامل شدن نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، فراوانی غنیمت و صدقات و نیز اجرای حدود و احکام و حفظ مرزها، به وسیله وجود امام است.
امام، یگانه پاسدار دین خدا
وجود پیشوایی معصوم به منظور پاسداری از اصالت مکتب و خالص بودن برنامههای دینی همواره ضروری است تا از انحرافات و اندیشههای نادرست و خرافات جلوگیری کند. به یقین اگر مذهب و آیین بدون وجود چنین رهبری بوده یا از رهنمودهای هدایتگرایانه او محروم باشد، درمدت بسیار کوتاهی اصالت و خلوص خود را از دست خواهد داد. امام، مکلفان را در به پا داشتن واجبات و بازداشتن از زشتیها سوق داده و انسان را از اخلال به واجبات و ارتکاب گناهان باز میدارد. امام رضا علیهالسلام میفرماید: «امامْ ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستارهای است راهنما در شدت تاریکیها. امامْ آب گوارایِ زمان تشنگی و رهبری به سوی هدایت و نجات بخش از هلاکت است...؛ هر که از او جدا شود، هلاک میگردد».
لزوم تأسیس حکومت اسلامی
حکومت، پدیدهای اجتماعی است و جامعه بدون حکومت عبارت است از هرج و مرج و بینظمی در همه امور. دین مبین اسلام درباره حکومت و چگونگی تشکیل آن توصیهها و دیدگاههای فراوانی دارد ؛ زیرا بدین وسیله است که برنامههای حیات بخش اسلام اجرا شده و جامعه به سمت رستگاری میرود. خداوند در قرآن به این مسأله اشاره میکند و از انسانها میخواهد که احکام اسلام را آن طور که هست، اجرا کنند. در اسلام حکومت امری ضروری و حق خداوند است که به عنوان امانت به انسانها اعطا شده است. از این رو امام علی علیهالسلام به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان میفرماید: «حکمرانی، رزق و خوراک تو نیست؛ بلکه امانتی بر عهده توست و باید از آن مراقبت کنی». ایجاد قسط و عدالت، برقراری نظم و امنیت، احیای تفکر دینی و تقویت بنیه علمی و تربیتی، ضرورت حکومت را ایجاب میکند».
امامت در روایات
تا زمانی که نوع انسان روی زمین باقی است، لازم است همواره در میان آنها فرد کامل و معصوم وجود داشته باشد که تمام کمالاتی که برای بشر در نظر گرفته شده، در او به فعلیت و ظهور رسیده باشد تا بتواند با کردار و دانش خویش، هدایت افراد را بر عهده گیرد. امام باقر علیهالسلام میفرماید: «به خدا سوگند خدا از آن زمان که آدم علیهالسلام را قبض روح کرد تا حال، هرگز زمین را بیامامی که مردم به واسطه او هدایت یابند، رها نکرده است و او حجت خدا بر بندگان میباشد. زمین خدا هرگز بیامام باقی نمیماند تا خدا بر بندگانش حجتی داشته باشد». اگر چنین فرد کاملی بین مردم وجود نداشته باشد، انسانها و به تبع آنها جوامع بشری نابود خواهند شد. امام رضا علیهالسلام میفرماید:«زمین بیامام نمیماند، مگردر صورتی که خداوند بر بندگانش غضب کند». نیز آن حضرت در جای دیگری فرموده است: «زمین بیامام نمیگردد، وگرنه فرو خواهد رفت».
امامت ولی عصر (عج)
در همه ادیان بزرگ جهان، بحث «موعود» مطرح است و این موضوع اهمیت ویژهای دارد. آنچه نظر همگان را به خود جلب میکند، این است که همه ادیان هدف از بروز و ظهور آن موعود را در آخر الزمان، ایجاد قسط و عدالت و گسترش آن در سراسر جهان میدانند، آن هم در هنگامی که مردم به شدت از گمراهی و نادانی رنج میبرند. از نظر همه ادیان، در این هنگام که فساد و ظلم و ستم به طور محسوس در میان جوامع بشری همگان را به ستوه آورده، مردی ظهور خواهد کرد که جهان را پر از عدل و داد میکند و همگان را به سوی خداشناسی و پاکبازی فرا میخواند. به عقیده ما شیعیان، آن کسی که در آخرالزمان ظهور و قیام خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام است که هم اکنون زنده و از نظرها پنهان است.
ولایت فقیه، تداوم امامت
در زمان غیبت کبری، فقهای واجد شرایط به عنوان نایب عام امام زمان(عج) معرفی شدهاند و اطاعت آنها بر مردم واجب است. بسیاری از آیات قرآن بر این دلالت دارند که احکام و قوانین آسمانی اسلام بدون تأسیس حکومت و پیریزی بخشهای گوناگون آن و تعیین فردی لایق و شایسته به منظور رهبری جامعه اسلامی هرگز عملی نخواهد شد. امام صادق علیهالسلام میفرماید: «اهل هر شهر از سه چیز بینیاز نیست ؛ زیرا با فقدان آنها، امورشان به تباهی کشیده میشود. آن سه چیز عبارت است از فقیه عالم و پرهیزکار، امیر نیکوکار و فرمانبرده شده و پزشک روشن ضمیر و مورد وثوق». براساس حدیث و آیات قرآنی، اکنون که دسترسی به پیامبر صلیاللهعلیهوآله و امام علیهالسلام ممکن نیست، به حکم عقلْ باید رهبری فقیه و جامعالشرایط را که به احکام و قوانین اسلامی احاطه کامل دارد انتخاب کرده و از وی پیروی نماییم.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر