۱۳۸۷ آذر ۲, شنبه

در انتظار خورشید (ضرورت وجود امام)


پدیدآورنده:زهرا رضائیان،
،
سعادت بشر در گرو قوانین
انسان‏ها برای جلوگیری از هر گونه اختلال و پراکندگی در زندگی اجتماعی خود، ناگزیرند از قوانینی پیروی کنند. این قوانین باید کامل و جامع باشد و تمامی نیازهای انسان در آن رعایت شده باشد تا آدمی را به سوی سعادت و کمال واقعی رهنمون سازد و جامعه را از سقوط در دره‏های هلاکت و نیستی باز دارد. بر این اساس، وضع کننده این قوانین باید همه مصلحت‏ها و مفسده‏های بشری را در نظر بگیرد. روشن است که انسان با علم ناقص و محدود خود نمی‏تواند چنین قوانینی بیافریند؛ بنابراین، انسان‏ها برای رسیدن به کمال واقعی، به قوانین خدایی نیازمندند و الطاف خداوندی نیز اقتضا می‏کند که برنامه کاملی تهیه شده و توسط پیامبران برای هدایت و سعادت بشر فرستاده شود.
راه تکامل
انسان، هم در زندگی دنیوی و هم در زندگی معنوی و روحانی خود، نیازمند برنامه و راهنمای کاملی است تا مسیر خطرناک و دقیق زندگی این دنیای فانی را سپری کند و به سوی سعادت و کمال گام بردارد؛ زیرا امیال و خواهش‏های نفسانی، راه حقیقت‏بینی و قضاوت صحیح را تاریک می‏کنند و انسان را به گرداب هلاکت و نیستی می‏افکنند. تنها خداوند که آفریننده انسان و جهان است و سعادت واقعی بشر و اخلاق نیک و بد او را به خوبی می‏شناسد، می‏تواند برنامه‏ای جامع برای رسیدن به سعادت به دست بشر بدهد. بنابراین، انسان در تأمین سعادت اخروی خود، نیازمند قوانین الاهی است وراه تکامل وی، همان عقاید دینی و الاهی، و اعمال و اخلاق نیک و پسندیده‏ای است که خداوند آن‏ها را بر قلوب پاک انبیاء نازل کرده تا به مردم برسانند.
لزوم وجود امام در جامعه
انسان برای داشتن زندگی بهتر و ایده آل، نیازمند الگویی کامل و جامع است که از هر نقص و عیبی به دور بوده و بتواند راهنمای خوبی برای او در همه زمینه‏ها باشد. در زندگی اجتماعی نیز انسان به رهبری محتاج است که او را به سوی خوبی‏ها و کمال هدایت کند. چه نیکوست اگر رهبر جامعه و امام مردم، معصوم و عاری از گناه و هر گونه لغزش و خطا باشد تا با فکری عمیق و پهناور و سینه‏ای گشاده به نور الاهی، حق هر کسی را به او برساند و جلوی تجاوز کاری‏های همگان را بگیرد. پیشوایان معصوم علیهم‏السلام ، بهترین الگو برای رسیدن بشر به سعادت و کمال هستند. در دست داشتن چنین معیار و الگویی، بزرگ‏ترین لطف و مرحمت الاهی برای جامعه انسانی است؛ چرا که بشر نمی‏تواند قوانین و برنامه‏های مناسب وضع کند، ولی پروردگار با وجود امام و پیشوایان معصوم، جامعه انسانی را از گرفتاری و تباهی‏ها نجات داده است.
معنای امام
امام در لغت به معنای پیشواست و به کسی اطلاق می‏شود که پیشرو باشد و دیگران از او پیروی کرده، او را محور قرار دهند. بنابراین، همان‏طور که به انسان‏های کامل و الگوهای مثبت جامعه که همواره آدمی را در راه تکامل و ترقی و شکوفایی استعدادهای با فضیلت سوق می‏دهند امام گفته می‏شود، به افراد جائر و ستمگر که با ظلم و ستم خود، جوامع بشری را رهبری می‏کنند و آنان را به انحطاط و پستی می‏کشانند نیز امام می‏گویند. امام علی علیه‏السلام در پی سفارش خود به محمدبن ابی بکر، استاندار مصر می‏فرماید: «پیشوای هدایت، با پیشوای رذالت یکسان نیست». پس امام کسی است که آدمیان را به سوی خدا هدایت کند و این هدایت یعنی سوق دادن افراد جامعه به سمت مصالح دینی و دنیایی شان و بازداشتن آن‏ها از آن چه با مصالح در تضاد است.
امامت، اساس تعالیم اسلام
اسلام به عنوان دینی آسمانی، هدف خود را تربیت و پرورش انسان معرفی کرده و برای تحقق آن، تمامی امکانات و اسباب لازم را به کار گرفته است. در آیین اسلام پایه‏هایی وجود دارد که اسلام بر آن‏ها استوار است. اساسی‏ترین پایه‏ای که سنگینی اسلام را به دوش کشیده و همگان را در سایه تعالیم آرامش‏بخش اسلام جای داده، امامت است. امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «امام، ریشه و اساس اسلام و شاخه سربلند آن است». هر موردی در اسلام مدنظر قرار بگیرد، الگو و معیار آن امام است. آیین و دستورات اسلام با وجود امام به مرحله ظهور می‏رسد و تمام دستورات الاهی، در سیمای زندگی امام آشکار می‏گردد؛ زیرا حد و مرز قوانین الاهی به وسیله امام مشخص می‏شود. به همین دلیل است که اگر کسی در پناه اسلام قرار بگیرد ولی امام زمانش را نشناسد، در حقیقت از اسلام بی‏خبر است؛ چنان که رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله فرمودند: «هر کس بدون شناخت امام معصوم بمیرد، مردنش مثل مردگان دوران جاهلیت است».
امامت از نظرشیعه
از نظر شیعه، امامت امری است انتصابی، نه انتخابی، و می‏بایست خداوند کسی را به عنوان جانشین پیامبر برگزیند؛ از این رو رسول اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، علی علیه‏السلام را به عنوان جانشین خود و رهبری جامعه اسلامی برگزید. از دیدگاه شیعه، هیچ عصر و زمانی خالی از حجت نیست و هر عصری نیازمند به ولی و انسان کاملی است تا آثار نبوت و احکام دین و علم و معرفت از میان نرود. بر این اساس به اعتقاد شیعه، امام مصداق بارز انسان کامل است و دارای ولایت تکوینی است؛ یعنی وظیفه او تنها نشان دادن راه صحیح نیست، بلکه سرپرستی و ولایت مردم در اعمالشان را نیز بر عهده دارد و اعمال مردم بر او عرضه می‏شود واین شأن و مقامی است که خداوند به امام اعطا فرموده است؛ چنانکه پیامبر اکرم صلی‏الله‏علیه‏و‏آله نیز از آن برخوردار بوده است.
فرق امامت و نبوت
نبوت یعنی دریافت وحی از خداوند و رساندن آن به دیگران. بنابراین نبی کسی است که وحی بر او نازل می‏شود و آنچه را به وسیله وحی دریافت می‏دارد، در اختیار مردمان قرار می‏دهد. وظیفه پیامبر آوردن دین و تبلیغ و راهنمایی مردمان به سوی خداپرستی است ؛ اما امامت یعنی رهبری، پیشوایی و زمامداری خلق و امام کسی است که با تشکیل حکومتی الاهی و به دست آوردن قدرت‏های لازم، سعی می‏کند احکام خداوند را عملاً اجرا و پیاده کند. مقام نبوت، تنها خبر دادن از ناحیه خدا و رساندن فرمان او و بشارت‏ها و انذارهاست اما امامت افزون بر آنچه در نبوت است، اجرای احکام و تربیت انسان‏ها را هم به عهده دارد. بسیاری از پیامبران همانند پیامبر اسلام صلی‏الله‏علیه‏و‏آله هر دو مقام را با هم دارا بودند. امامت، بالاترین منصب الاهی است که پس از یک سلسله شایستگی‏ها اعطا می‏شود؛ همانند امامت حضرت ابراهیم علیه‏السلام پس از امتحان‏های فراوان و سخت.
نقش رهبری در زندگی انسان‏ها
خود محوری و خودکامگی، منشأ سقوط و انحطاط جوامع بشری است. جوامعی که خویش را از وجود رهبر بی‏نیاز می‏دانند و پیوسته در پی شهوات و هواهای نفسانی هستند تا آن‏جا که تا مرز پرستش آن‏ها پیش می‏روند، همواره در معرض خطر هستند و سرانجام هم به هلاکت افتاده و از میان خواهند رفت. قبول زندگی جمعی در حیات انسان‏ها نمی‏تواند از مسأله رهبری جدا باشد و پیمودن راه تکامل بدون استفاده از وجود رهبر ممکن نیست. امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «رهبر و امام، لازمه جامعه اسلامی برای برقراری نظم و انضباط اجتماعی، احیای قوانین خداوندی و حفظ و حراست از نظام اسلامی در برابر تهدیدهای دشمنان داخل و خارج می‏باشد». کامل شدن نماز، زکات، روزه، حج، جهاد، فراوانی غنیمت و صدقات و نیز اجرای حدود و احکام و حفظ مرزها، به وسیله وجود امام است.
امام، یگانه پاسدار دین خدا
وجود پیشوایی معصوم به منظور پاسداری از اصالت مکتب و خالص بودن برنامه‏های دینی همواره ضروری است تا از انحرافات و اندیشه‏های نادرست و خرافات جلوگیری کند. به یقین اگر مذهب و آیین بدون وجود چنین رهبری بوده یا از رهنمودهای هدایت‏گرایانه او محروم باشد، درمدت بسیار کوتاهی اصالت و خلوص خود را از دست خواهد داد. امام، مکلفان را در به پا داشتن واجبات و بازداشتن از زشتی‏ها سوق داده و انسان را از اخلال به واجبات و ارتکاب گناهان باز می‏دارد. امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید: «امامْ ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره‏ای است راهنما در شدت تاریکی‏ها. امامْ آب گوارایِ زمان تشنگی و رهبری به سوی هدایت و نجات بخش از هلاکت است...؛ هر که از او جدا شود، هلاک می‏گردد».
لزوم تأسیس حکومت اسلامی
حکومت، پدیده‏ای اجتماعی است و جامعه بدون حکومت عبارت است از هرج و مرج و بی‏نظمی در همه امور. دین مبین اسلام درباره حکومت و چگونگی تشکیل آن توصیه‏ها و دیدگاه‏های فراوانی دارد ؛ زیرا بدین وسیله است که برنامه‏های حیات بخش اسلام اجرا شده و جامعه به سمت رستگاری می‏رود. خداوند در قرآن به این مسأله اشاره می‏کند و از انسان‏ها می‏خواهد که احکام اسلام را آن طور که هست، اجرا کنند. در اسلام حکومت امری ضروری و حق خداوند است که به عنوان امانت به انسان‏ها اعطا شده است. از این رو امام علی علیه‏السلام به اشعث بن قیس استاندار آذربایجان می‏فرماید: «حکمرانی، رزق و خوراک تو نیست؛ بلکه امانتی بر عهده توست و باید از آن مراقبت کنی». ایجاد قسط و عدالت، برقراری نظم و امنیت، احیای تفکر دینی و تقویت بنیه علمی و تربیتی، ضرورت حکومت را ایجاب می‏کند».
امامت در روایات
تا زمانی که نوع انسان روی زمین باقی است، لازم است همواره در میان آن‏ها فرد کامل و معصوم وجود داشته باشد که تمام کمالاتی که برای بشر در نظر گرفته شده، در او به فعلیت و ظهور رسیده باشد تا بتواند با کردار و دانش خویش، هدایت افراد را بر عهده گیرد. امام باقر علیه‏السلام می‏فرماید: «به خدا سوگند خدا از آن زمان که آدم علیه‏السلام را قبض روح کرد تا حال، هرگز زمین را بی‏امامی که مردم به واسطه او هدایت یابند، رها نکرده است و او حجت خدا بر بندگان می‏باشد. زمین خدا هرگز بی‏امام باقی نمی‏ماند تا خدا بر بندگانش حجتی داشته باشد». اگر چنین فرد کاملی بین مردم وجود نداشته باشد، انسان‏ها و به تبع آن‏ها جوامع بشری نابود خواهند شد. امام رضا علیه‏السلام می‏فرماید:«زمین بی‏امام نمی‏ماند، مگردر صورتی که خداوند بر بندگانش غضب کند». نیز آن حضرت در جای دیگری فرموده است: «زمین بی‏امام نمی‏گردد، وگرنه فرو خواهد رفت».
امامت ولی عصر (عج)
در همه ادیان بزرگ جهان، بحث «موعود» مطرح است و این موضوع اهمیت ویژه‏ای دارد. آن‏چه نظر همگان را به خود جلب می‏کند، این است که همه ادیان هدف از بروز و ظهور آن موعود را در آخر الزمان، ایجاد قسط و عدالت و گسترش آن در سراسر جهان می‏دانند، آن هم در هنگامی که مردم به شدت از گمراهی و نادانی رنج می‏برند. از نظر همه ادیان، در این هنگام که فساد و ظلم و ستم به طور محسوس در میان جوامع بشری همگان را به ستوه آورده، مردی ظهور خواهد کرد که جهان را پر از عدل و داد می‏کند و همگان را به سوی خداشناسی و پاکبازی فرا می‏خواند. به عقیده ما شیعیان، آن کسی که در آخرالزمان ظهور و قیام خواهد کرد، حضرت مهدی(عج) از فرزندان حضرت زهرا علیهاالسلام است که هم اکنون زنده و از نظرها پنهان است.
ولایت فقیه، تداوم امامت
در زمان غیبت کبری، فقهای واجد شرایط به عنوان نایب عام امام زمان(عج) معرفی شده‏اند و اطاعت آن‏ها بر مردم واجب است. بسیاری از آیات قرآن بر این دلالت دارند که احکام و قوانین آسمانی اسلام بدون تأسیس حکومت و پی‏ریزی بخش‏های گوناگون آن و تعیین فردی لایق و شایسته به منظور رهبری جامعه اسلامی هرگز عملی نخواهد شد. امام صادق علیه‏السلام می‏فرماید: «اهل هر شهر از سه چیز بی‏نیاز نیست ؛ زیرا با فقدان آن‏ها، امورشان به تباهی کشیده می‏شود. آن سه چیز عبارت است از فقیه عالم و پرهیزکار، امیر نیکوکار و فرمانبرده شده و پزشک روشن ضمیر و مورد وثوق». براساس حدیث و آیات قرآنی، اکنون که دسترسی به پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله و امام علیه‏السلام ممکن نیست، به حکم عقلْ باید رهبری فقیه و جامع‏الشرایط را که به احکام و قوانین اسلامی احاطه کامل دارد انتخاب کرده و از وی پیروی نماییم.

هیچ نظری موجود نیست: