۱۳۸۷ آذر ۳, یکشنبه

مصلح بزرگ


پدیدآورنده: احمد زمانی ،

روایات بسیار زیادی از سوی راویان شیعه و اهل سنت نقل شده که‏تعداد آن از هزاران حدیث متجاوز است. براساس یک بررسی اجمالی،نزدیک به شش هزار حدیث در این باره ذکر شده و نزدیک به 17 نفراز دانشمندان اهل سنت‏به متواتر بودن احادیث مهدی(ع) اعتراف‏صریح دارند. علامه شوکانی در خصوص اثبات تواتر احادیث مهدی،کتابی به نام «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال والمسیح‏» تالیف کرده است. در همه احادیث، مصلح بزرگ را سلاله‏پیامبر خدا(ص) که مهدی و قائم آل محمد(ص) است، معرفی کرده‏اند.
ما در اینجا به دو روایت معروف و مشهور اکتفا می‏کنیم:
1- ظهور قطعی مصلح بزرگ:
قال رسول الله(ص): «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول‏الله ذلک الیوم حتی یظهر رجلا من اهل بیتی یواطی‏ء اسمه اسمی وکنیته کنیتی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» پیامبر خدا(ص) فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند،خداوند آن روز را طولانی می‏کند تا آنکه مردی از نسل من قیام‏کند و آن مرد نامش نام من و کنیه‏اش کنیه من خواهد بود. اودنیا را پر از عدل و داد می‏کند، چنانکه از ظلم و ستم پرشده‏باشد.
2- مصلح بزرگ، مهدی (ع) است
قال الحسن بن علی (علیهما السلام): «الائمه بعد رسول الله اثناعشر، تسعه من صلب الحسین ومنهم مهدی هذه الامه، ذلک التاسع من‏ولد اخی الحسین ابن سیده الاماء یطیل الله عمره فی غیبته ثم‏یظهره بقدرته فی صوره شاب دون اربعین سنه، ذلک لیعلم ان‏الله علی کل شی‏ء قدیر.» امام حسن(ع) فرمود: امامان بعد ازپیامبر خدا(ص) دوازده نفرند که نه نفر از آنان حسین(ع) خواهندبود که از آن نه نفر، مهدی این امت‏به دنیا خواهد آمد و آن‏نهمین که از فرزندان برادرم حسین است، فرزند اشرف کنیزان‏نرجس است. در دوران غیبتش خداوند عمرش را طولانی خواهد کرد.
سپس او را به قدرت خویش به صورت جوانی که کمتر از چهل سال‏دارد، آشکار خواهد ساخت تا بدین وسیله، خداوند ثابت کند که برایجاد همه اشیاء قادر و تواناست.
مصلح بزرگ از دیدگاه قرآن
قرآن کریم آمدن مصلح بزرگ و عدالت‏گستری والا را ضروری و بدیهی‏می‏داند و در آیات بسیاری بر آن تصریح نموده وگاه به صورت‏کنایه روشن‏تر و رساتر از تصریح، آن را بیان داشته است و آن رااصل اساسی جهت ادامه حیات بشری برشمرده است، می‏توان این اصل‏کلی را بر دو پایه گران سنگ استوار دانست:
الف- امید دست‏یابی به زندگی برتر
آیات بسیاری از قرآن به انسانهای گذشته و آینده نوید آسایش وامنیت عمومی داده و وعده رهائی از جور و ستم و استثمار فردی واجتماعی را به صورتی قاطع مطرح نموده است.
ب- برقراری عدالت عمومی
باید گفت عدالت دوستی و گسترش آن از جمله اموری است که در ذات‏همه افراد جهان، نهفته و کسی نمی‏تواند منکر آن گردد. و این‏امر به قدری روشن است که انسانهای مختلف در گوشه و کنار جهان‏هرگاه زمینه مساعدی را یافته‏اند، اظهار وجود کرده‏اند و جهت‏تحقق آن، تلاش پیوسته‏ای را از خود نشان داده‏اند.
حال به تعبیر علامه بزرگوار سید محمدحسین طباطبائی(ره) اگر این‏دو امر همانند نوشیدن آب، فطری و مورد نیاز انسان قرار نگرفت‏ممکن است آن دو تحقق نیابند؟! مسلم تشنگی به دون وجود آب درخارج معنا و مفهوم ندارد. پس امید به زندگی برتر (مدینه‏فاضله) و علاقه به عدالت گسترده، چیزی است که تحقق آن در خارج‏حتمی خواهد شد. قرآن کریم می‏فرماید: (وعد الله الذین آمنوامنکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین من‏قبلهم و لیمنکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم من‏بعد خوفهم امنا) «خداوند سبحان وعده داد به عده‏ای از شما که: ایمان آورید و اعمال شایسته انجام دهید در زمان ظهور حضرت‏مهدی(ع) خلیفه و جانشین خود قرار دهد همان طوری که سنت‏خداوند پیش از این هم چنین بوده است. خداوند دین و آیین خودرا که دین آنهاست مورد خشنودی قرار خواهد داد و وحشت و ترس‏آنان را تبدیل به امنیت همه جانبه خواهد نمود.
مهاجمان فرهنگی و مهدویت
قلم به دستان ناآگاه و آگاهی که بانوشتار خویش آب به آسیاب‏دشمنان اسلام ریخته‏اند و با تهاجم به مهدویت و معتقدان به آن،نهضت‏ها و حرکتهای اسلامی را نشان گرفته‏اند و انتظار سازنده‏ای‏که برخاسته از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است، بعضی آن راانکار کرده‏اند و برخی هم آن ایدئولوژی زیبا و پویا را اعتقادی‏انحرافی دانسته و به یهودیت و مسیحیت تحریف یافته، نسبت‏داده‏اند و اظهار نظرهای بی‏اساس خویش را به نام نوآوری مطرح‏کرده‏اند، اینان خواسته و یا ناخواسته خوراک‏های معنوی مسمومی‏را بین مسلمانان و غیر مسلمانان انتشار می‏دهند و بحمد الله‏پاسخ اینان از سوی نویسندگان متعهد بیان گردیده است. اینک به‏دو نمونه از این دو مرحله اشاره می‏شود:
1- انکار و رد روایات متواتر
ابن خلدون در برابر آن همه از علماء و دانشمندان اهل سنت که‏احادیث مربوط به قیام مهدی(ع) را متواتر می‏دانند و آن راپذیرفته‏اند، چنین می‏گوید: «درمیان تمام مسلمانان در طول قرنها و اعصار مختلف، مشهوربوده و هست که در آخرالزمان، مردی از خاندان پیامبر(ص) ظهورمی‏کند و دین را تایید و عدل و داد را آشکار می‏سازد، مسلمانان‏از او پیروی می‏کنند، او بر تمام کشورهای اسلامی تسلط پیدامی‏کند، این شخص، «مهدی‏» نامیده می‏شود و ظهور دجال و حوادث‏بعدی که از مقدمات مسلم قیامت است، به دنبال قیام او خواهدبود، عیسی فرود می‏آید و دجال را می‏کشد یا در قتل دجال او رایاری می‏کند، و عیسی پشت‏سر او نماز می‏خواند... گروهی ازپیشوایان حدیث همانند ترمزی، ابوداود، ابن ماجه، بزاز، حاکم‏نیشابوری، طبرانی و ابویعلی و... احادیث مربوط به مهدی(ع) رادر کتاب‏های خود به نقل از گروهی از صحابه مانند علی(ع)، ابن‏عباس، عبدالله بن عمر، طلحه، عبدالله بن مسعود، ابوهریره،انس، ابوسعید خدری، ام حبیبه، ام سلمه، ثوبان، قره بن ایاس،علی هلالی، عبدالله بن حارث و... آورده‏اند.»
ابن خلدون در دنباله سخن خود می‏گوید: «چه بسا منکران این احادیث در سند اینها مناقشه کنند و درمیان محدثان، معروف است که «جرح بر تعدیل، مقدم است. »بنابراین اگر در بعضی از راویان احادیث فوق، نقطه ضعفی ازقبیل: غفلت، فراموشی، ضعف یا انحراف عقیده و... یافتیم، اصل‏حدیث از درجه اعتبار ساقط می‏گردد.» سپس به نقل تعدادی از این‏احادیث و راویان آن می‏پردازد و آنها را غیر قابل اطمینان اعلان‏می‏کند و بعدهم نسبت‏به همه روایات در باب مهدویت چنین اظهارنظر می‏کند: «این است مجموعه احادیثی که پیشوایان حدیث درباره مهدوی و قیام او در آخرالزمان نقل کرده‏اند و چنانچه‏ملاحظه کردید، همه روایات جز مقدار بسیار کمی مخدوش است.»
پاسخ به ابن خلدون
اولا: اظهار نظر وی در «علم الحدیث‏» اظهار نظر بی‏پایه‏ای است، زیرااو باید بداند: همان طوری که تصریح کرده، وقتی چند روایت وحدیث در باب مهدویت غیر مخدوش باشد، می‏تواند همان چند حدیث‏مطمئن، مثبت اصل وجود مهدی(ع) و ظهور قیام آن حضرت باشد که‏هست و دیگر روایات که به اصطلاح ایشان مخدوش و مشکوک از ناحیه‏راویان آنهاست، موید باشند و مضمون آنها را تایید نمایند.
و ثانیا: آنچه ایشان مطرح کرده، پاسخی برای آن همه افرادی که‏ادعای تواتر و یقین‏آوری روایات مهدویت را دارند، نمی‏باشد.
همانند ابن ابی الحدید معتزلی; او که در تاریخ و حدیث ازنام‏آوران اهل سنت است، در این باب می‏نویسد: «و قد وقع اتفاق الفرق من المسلمین اجمعین و گروهها و مذاهب‏ان الدنیا و التکلیف لا ینقضی الا علیه (المهدی‏») «همه فرقه‏هاو گروهها و مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که عمر دنیا و تکلیف‏بشر در برابر اجرای احکام الهی پایان نخواهد پذیرفت مگر اینکه‏مهدی و قائم آل محمد(ع) ظهور کند.» و مانند ابن‏ابی الحدید،از قدماء اهل سنت و صدها نفر از متاخرین در این باب با تفحص‏کامل، ادعای تواتر نمودند که این همه مطالب مستند بایک احتمال‏نیش غولی «ابن خلدون‏» مخدوش نخواهد شد.
2- احمد امین مصری در جلد سوم «ضحی الاسلام‏» منویات بی‏خردانه‏خویش را که حاکی از عناد و ضدیت‏با اهل بیت عصمت وطهارت(علیهم السلام) است، چنین اظهار می‏دارد: «ریشه فکرمهدویت در نزد شیعه از افکار یهود و مسیحیت گرفته شده است وخود اصالت ندارد.»
باید به امثال احمدامین و ابن تیمیه و ... گفت: تشیع و اعتقادات راستینش ریشه‏ای بس عمیق دارد که با شروع‏انقلاب اسلامی رسول خدا(ص) و ارتباطش با وحی الهی، افکار وعقائد شیعی تحقق یافته است و اعتقاد به وجود مهدی و قیام‏پربرکت وی هم الهام گرفته از آیات قرآن و تصریح روایات بسیارزیاد نبوی و غیر نبوی است.
اصولا امید انسان به آینده نورانی و انتظار یک مصلح بزرگ جهت‏گسترش عدالت در جهان، امری فطری است که در همه کتابهای آسمانی‏اعم از تورات و انجیل و زبور... آن را متذکر شده‏اند. پس‏انتظار وعده تخلف ناپذیر الهی است و فکر مهدویت اختصاص به‏تشیع ندارد; بلکه مورد اتفاق همه مسلمانان است.

هیچ نظری موجود نیست: