پدیدآورنده: احمد زمانی ،
روایات بسیار زیادی از سوی راویان شیعه و اهل سنت نقل شده کهتعداد آن از هزاران حدیث متجاوز است. براساس یک بررسی اجمالی،نزدیک به شش هزار حدیث در این باره ذکر شده و نزدیک به 17 نفراز دانشمندان اهل سنتبه متواتر بودن احادیث مهدی(ع) اعترافصریح دارند. علامه شوکانی در خصوص اثبات تواتر احادیث مهدی،کتابی به نام «التوضیح فی تواتر ما جاء فی المنتظر و الدجال والمسیح» تالیف کرده است. در همه احادیث، مصلح بزرگ را سلالهپیامبر خدا(ص) که مهدی و قائم آل محمد(ص) است، معرفی کردهاند.
ما در اینجا به دو روایت معروف و مشهور اکتفا میکنیم:
1- ظهور قطعی مصلح بزرگ:
قال رسول الله(ص): «لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطولالله ذلک الیوم حتی یظهر رجلا من اهل بیتی یواطیء اسمه اسمی وکنیته کنیتی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا» پیامبر خدا(ص) فرمود: اگر از عمر دنیا تنها یک روز باقی بماند،خداوند آن روز را طولانی میکند تا آنکه مردی از نسل من قیامکند و آن مرد نامش نام من و کنیهاش کنیه من خواهد بود. اودنیا را پر از عدل و داد میکند، چنانکه از ظلم و ستم پرشدهباشد.
2- مصلح بزرگ، مهدی (ع) است
قال الحسن بن علی (علیهما السلام): «الائمه بعد رسول الله اثناعشر، تسعه من صلب الحسین ومنهم مهدی هذه الامه، ذلک التاسع منولد اخی الحسین ابن سیده الاماء یطیل الله عمره فی غیبته ثمیظهره بقدرته فی صوره شاب دون اربعین سنه، ذلک لیعلم انالله علی کل شیء قدیر.» امام حسن(ع) فرمود: امامان بعد ازپیامبر خدا(ص) دوازده نفرند که نه نفر از آنان حسین(ع) خواهندبود که از آن نه نفر، مهدی این امتبه دنیا خواهد آمد و آننهمین که از فرزندان برادرم حسین است، فرزند اشرف کنیزاننرجس است. در دوران غیبتش خداوند عمرش را طولانی خواهد کرد.
سپس او را به قدرت خویش به صورت جوانی که کمتر از چهل سالدارد، آشکار خواهد ساخت تا بدین وسیله، خداوند ثابت کند که برایجاد همه اشیاء قادر و تواناست.
مصلح بزرگ از دیدگاه قرآن
قرآن کریم آمدن مصلح بزرگ و عدالتگستری والا را ضروری و بدیهیمیداند و در آیات بسیاری بر آن تصریح نموده وگاه به صورتکنایه روشنتر و رساتر از تصریح، آن را بیان داشته است و آن رااصل اساسی جهت ادامه حیات بشری برشمرده است، میتوان این اصلکلی را بر دو پایه گران سنگ استوار دانست:
الف- امید دستیابی به زندگی برتر
آیات بسیاری از قرآن به انسانهای گذشته و آینده نوید آسایش وامنیت عمومی داده و وعده رهائی از جور و ستم و استثمار فردی واجتماعی را به صورتی قاطع مطرح نموده است.
ب- برقراری عدالت عمومی
باید گفت عدالت دوستی و گسترش آن از جمله اموری است که در ذاتهمه افراد جهان، نهفته و کسی نمیتواند منکر آن گردد. و اینامر به قدری روشن است که انسانهای مختلف در گوشه و کنار جهانهرگاه زمینه مساعدی را یافتهاند، اظهار وجود کردهاند و جهتتحقق آن، تلاش پیوستهای را از خود نشان دادهاند.
حال به تعبیر علامه بزرگوار سید محمدحسین طباطبائی(ره) اگر ایندو امر همانند نوشیدن آب، فطری و مورد نیاز انسان قرار نگرفتممکن است آن دو تحقق نیابند؟! مسلم تشنگی به دون وجود آب درخارج معنا و مفهوم ندارد. پس امید به زندگی برتر (مدینهفاضله) و علاقه به عدالت گسترده، چیزی است که تحقق آن در خارجحتمی خواهد شد. قرآن کریم میفرماید: (وعد الله الذین آمنوامنکم و عملوا الصالحات لیستخلفنهم فی الارض کما استخلف الذین منقبلهم و لیمنکنن لهم دینهم الذی ارتضی لهم و لیبدلنهم منبعد خوفهم امنا) «خداوند سبحان وعده داد به عدهای از شما که: ایمان آورید و اعمال شایسته انجام دهید در زمان ظهور حضرتمهدی(ع) خلیفه و جانشین خود قرار دهد همان طوری که سنتخداوند پیش از این هم چنین بوده است. خداوند دین و آیین خودرا که دین آنهاست مورد خشنودی قرار خواهد داد و وحشت و ترسآنان را تبدیل به امنیت همه جانبه خواهد نمود.
مهاجمان فرهنگی و مهدویت
قلم به دستان ناآگاه و آگاهی که بانوشتار خویش آب به آسیابدشمنان اسلام ریختهاند و با تهاجم به مهدویت و معتقدان به آن،نهضتها و حرکتهای اسلامی را نشان گرفتهاند و انتظار سازندهایکه برخاسته از مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است، بعضی آن راانکار کردهاند و برخی هم آن ایدئولوژی زیبا و پویا را اعتقادیانحرافی دانسته و به یهودیت و مسیحیت تحریف یافته، نسبتدادهاند و اظهار نظرهای بیاساس خویش را به نام نوآوری مطرحکردهاند، اینان خواسته و یا ناخواسته خوراکهای معنوی مسمومیرا بین مسلمانان و غیر مسلمانان انتشار میدهند و بحمد اللهپاسخ اینان از سوی نویسندگان متعهد بیان گردیده است. اینک بهدو نمونه از این دو مرحله اشاره میشود:
1- انکار و رد روایات متواتر
ابن خلدون در برابر آن همه از علماء و دانشمندان اهل سنت کهاحادیث مربوط به قیام مهدی(ع) را متواتر میدانند و آن راپذیرفتهاند، چنین میگوید: «درمیان تمام مسلمانان در طول قرنها و اعصار مختلف، مشهوربوده و هست که در آخرالزمان، مردی از خاندان پیامبر(ص) ظهورمیکند و دین را تایید و عدل و داد را آشکار میسازد، مسلماناناز او پیروی میکنند، او بر تمام کشورهای اسلامی تسلط پیدامیکند، این شخص، «مهدی» نامیده میشود و ظهور دجال و حوادثبعدی که از مقدمات مسلم قیامت است، به دنبال قیام او خواهدبود، عیسی فرود میآید و دجال را میکشد یا در قتل دجال او رایاری میکند، و عیسی پشتسر او نماز میخواند... گروهی ازپیشوایان حدیث همانند ترمزی، ابوداود، ابن ماجه، بزاز، حاکمنیشابوری، طبرانی و ابویعلی و... احادیث مربوط به مهدی(ع) رادر کتابهای خود به نقل از گروهی از صحابه مانند علی(ع)، ابنعباس، عبدالله بن عمر، طلحه، عبدالله بن مسعود، ابوهریره،انس، ابوسعید خدری، ام حبیبه، ام سلمه، ثوبان، قره بن ایاس،علی هلالی، عبدالله بن حارث و... آوردهاند.»
ابن خلدون در دنباله سخن خود میگوید: «چه بسا منکران این احادیث در سند اینها مناقشه کنند و درمیان محدثان، معروف است که «جرح بر تعدیل، مقدم است. »بنابراین اگر در بعضی از راویان احادیث فوق، نقطه ضعفی ازقبیل: غفلت، فراموشی، ضعف یا انحراف عقیده و... یافتیم، اصلحدیث از درجه اعتبار ساقط میگردد.» سپس به نقل تعدادی از ایناحادیث و راویان آن میپردازد و آنها را غیر قابل اطمینان اعلانمیکند و بعدهم نسبتبه همه روایات در باب مهدویت چنین اظهارنظر میکند: «این است مجموعه احادیثی که پیشوایان حدیث درباره مهدوی و قیام او در آخرالزمان نقل کردهاند و چنانچهملاحظه کردید، همه روایات جز مقدار بسیار کمی مخدوش است.»
پاسخ به ابن خلدون
اولا: اظهار نظر وی در «علم الحدیث» اظهار نظر بیپایهای است، زیرااو باید بداند: همان طوری که تصریح کرده، وقتی چند روایت وحدیث در باب مهدویت غیر مخدوش باشد، میتواند همان چند حدیثمطمئن، مثبت اصل وجود مهدی(ع) و ظهور قیام آن حضرت باشد کههست و دیگر روایات که به اصطلاح ایشان مخدوش و مشکوک از ناحیهراویان آنهاست، موید باشند و مضمون آنها را تایید نمایند.
و ثانیا: آنچه ایشان مطرح کرده، پاسخی برای آن همه افرادی کهادعای تواتر و یقینآوری روایات مهدویت را دارند، نمیباشد.
همانند ابن ابی الحدید معتزلی; او که در تاریخ و حدیث ازنامآوران اهل سنت است، در این باب مینویسد: «و قد وقع اتفاق الفرق من المسلمین اجمعین و گروهها و مذاهبان الدنیا و التکلیف لا ینقضی الا علیه (المهدی») «همه فرقههاو گروهها و مذاهب اسلامی اتفاق نظر دارند که عمر دنیا و تکلیفبشر در برابر اجرای احکام الهی پایان نخواهد پذیرفت مگر اینکهمهدی و قائم آل محمد(ع) ظهور کند.» و مانند ابنابی الحدید،از قدماء اهل سنت و صدها نفر از متاخرین در این باب با تفحصکامل، ادعای تواتر نمودند که این همه مطالب مستند بایک احتمالنیش غولی «ابن خلدون» مخدوش نخواهد شد.
2- احمد امین مصری در جلد سوم «ضحی الاسلام» منویات بیخردانهخویش را که حاکی از عناد و ضدیتبا اهل بیت عصمت وطهارت(علیهم السلام) است، چنین اظهار میدارد: «ریشه فکرمهدویت در نزد شیعه از افکار یهود و مسیحیت گرفته شده است وخود اصالت ندارد.»
باید به امثال احمدامین و ابن تیمیه و ... گفت: تشیع و اعتقادات راستینش ریشهای بس عمیق دارد که با شروعانقلاب اسلامی رسول خدا(ص) و ارتباطش با وحی الهی، افکار وعقائد شیعی تحقق یافته است و اعتقاد به وجود مهدی و قیامپربرکت وی هم الهام گرفته از آیات قرآن و تصریح روایات بسیارزیاد نبوی و غیر نبوی است.
اصولا امید انسان به آینده نورانی و انتظار یک مصلح بزرگ جهتگسترش عدالت در جهان، امری فطری است که در همه کتابهای آسمانیاعم از تورات و انجیل و زبور... آن را متذکر شدهاند. پسانتظار وعده تخلف ناپذیر الهی است و فکر مهدویت اختصاص بهتشیع ندارد; بلکه مورد اتفاق همه مسلمانان است.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر