پدیدآورنده: محمدهادی معرفت،
،
قسمتسوم
ترجمه: واحد پژوهش موعود
اشاره: در دومین قسمت از مقاله حاضر برخی از روایاتی که به طریق اهل سنت از نبی اکرم، صلیاللهعلیهو آله، نقل شده، مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت از مقاله نویسنده به بررسی این موضوع میپردازد که مصادیق این امامان دوازدهگانه که در روایات پیامبر بدانها اشاره شده، چه کسانی هستند؟
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آن امامان دوازدهگانه، که پس از رسول خدا خلفا و جانشینان اویند، چه کسانی هستند؟
برای پاسخ به این پرسش به سراغ روایتی میرویم که «ابو نعیم اصفهانی» در کتاب «حلیة الاولیاء» نقل کرده و از آن چنین به دست میآید که این امامان از عترت و خاندان رسول خدایند.
او به اسناد خود از ابن عباس روایت میکند که رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، فرمود:
من سره ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی، و یسکن جنة عدن غرسها ربی، فلیوال علیا من بعدی و لیوال ولیه و لیقتد بالائمة من بعدی، فانهم عترتی خلقوا من طینتی، رزقوا فهما و علما، و ویل للمکذبین بفضلهم من امتی، القاطعین فیهم صلتی، لاانالهم الله شفاعتی. (1)
هر کس خشنود میشود که همچون من زندگی کند، همچون من بمیرد و در بهشت جاودانی که پروردگارم آن را بنا کرده، مسکن گزیند، پس از من از علی پیروی کند و با هر کس که از او پیروی میکند هم پیمان باشد. و از پیشوایانی که پس از من میآیند تبعیت کند; چراکه آنها از خاندان من هستند، از سرشت من آفریده شدهاند، و دانش و بینش به آنها ارزانی شده است. بدا به حال کسانی که امت من برتری آنها را تکذیب کند، و پیوندی را که من با آنها دارم بگسلد. خداوند شفاعت مرا شامل حال این گروه [از امت من] نسازد.
ابونعیم به دنبال این روایت میگوید:
کسانی که به [مقام] پیروی از عترت و خاندان پاکنهاد [رسول خدا] نایل شدند، لبهایشان خشکیده و پیشانیهایشان [بر زمین] گسترده است، هر آنچه زودگذر و فنا پذیر است در نظر آنها خوار و بی ارزش است و از گردنکشانی که دنیا را برای خود برگزیدهاند کناره میجویند; آنها کسانی هستند که رفاه و آسایش را به کناری گذاشته و از همه لذایذ و شهوات و خوراکیهای گوناگون و نوشیدنیهای رنگارنگ چشم پوشیده و در مسیر رسولان، اولیا و صدیقان راه میسپارند. آنها [دنیای] زودگذر و نابود شونده را رها کرده و به [سرای] دیرپا و باقی و همجواری با آن روزی دهنده بسیار بخشنده و آن صاحب نعمتها و بخششها دل سپردهاند. (2)
همچنین او به اسناد خود از «مجاهد» چنین نقل میکند:
شیعة علی الحلماء، العلماء، الذبل الشفاه، الاخیار الذین یعرفون بالرهبانیة من اثر العبادة. (3)
پیروان علی، دانشمندان، بردباران و کسانیاند که [از بسیاری روزه] لبهایشان خشکیده است; آنها نیکانی هستند که به خاطر عبادتهایشان به رهبانیت و ترک دنیا شناخته میشوند.
از علی بن الحسین، علیهمالسلام، نیز روایتشده است که:
شیعتنا الذبل الشفاه، و الامام منا من دعا الی طاعة الله. (4)
پیروان ما [کسانی هستند که] لبهایشان خشکیده و امام از ما [اهل بیت] کسی است که [مردم را] به اطاعتخداوند فرا خواند.
بنابراین وقتی ثابتشد امامان پس از نبی اکرم، صلیاللهعلیهوآله، از خاندان او هستند، جای تردیدی باقی نمیماند که آن امامان از نسل فاطمه، سلاماللهعلیها، و همان کسانیاند که امتبه امامت و دانش و برتری آنها اعتراف کرده است.
نخستین این امامان، پس از امیر مؤمنان، علیهالسلام، امام حسن، پس از او امام حسین، پس از او علی بن الحسین، پس از او محمد بن علیالباقر، پس از او جعفر بن محمدالصادق، پس از او موسی بن جعفرالکاظم، پس از او علی بن موسی الرضا، پس از او محمد بن علی الجواد، پس از او علی بن محمدالهادی، پس از او حسن بن علی العسکری، و آخرین آنها امام منتظر حضرت مهدی قائم، عجلاللهتعالیفرجه، است.
اما اینکه در روایات تعبیر شده که امامان از عترت و خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، هستند از باب «تغلیب» است. زیرا یازده تن از این امامان از نسل آن حضرت و از فرزندان علی، علیهالسلام، هستند. بنابراین سر سلسله امامان علی، علیهالسلام، و آخرین آنها مهدی منتظر، علیهالسلام، است.
برای شناسایی امامان دوازدهگانهای که رسول اعظم، صلیاللهعلیهوآله، از آنها سخن گفته است، هیچ راهی جز رجوع به ائمهای که شیعه دوازده امامی به آنها منتسب است وجود ندارد.
با توجه به آنچه گذشت میتوان گفت که عقیده به امامان دوازدهگانه، عقیدهای استوار و مبتنی بر نص رسول گرامی اسلام، صلیاللهعلیهوآله، است.
اگر امام مهدی، امام دوازدهم نباشد، برای احادیثی که در این زمینه داده شدهاند، نمیتوان مفهومی معقول تصور کرد.
بنابراین دیدگاهی که از سوی شیعه دوازده امامی در زمینه وجود امام مهدی و بقای او در زمان غیبت، ارایه شده است دیدگاهی است که بر روایات صحیح وارد شده از رسول اکرم، صلیاللهعلیهوآله، منطبق است.
شیخ عارف «عبدالوهاب شعرانی» در کتاب «الیواقیت و الجواهر» درباره امام مهدی، علیهالسلام ،میگوید:
مهدی از فرزندان امام حسن عسکری است، او در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمده و تا روزی که با عیسی بن مریم، علیهالسلام، همراه گردد باقی است، بنابراین عمر او تا این زمان [یعنی سال 958 ق.]706 سال است. (5)
«محیی الدین ابن العربی» در کتاب «الفتوحات المکیة» بر نسب امام مهدی، علیهالسلام، و اینکه او فرزند امام حسن عسکری، علیهالسلام، است، تصریح کرده و پدران او را تا علی، علیهالسلام، یکی پس از دیگری برشمرده است. او در این زمینه مینویسد:
بدانید که قیام مهدی امری قطعی و تردید ناپذیر است، اما او تنها زمانی قیام میکند که زمین از ظلم و جور پر شده باشد; تا بعد از آن زمین را از عدالت و برابری آکنده سازد. و اگر از [عمر] دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند متعال آن روز را چنان طولانی میسازد که آن خلیفه قیام کند. او از خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوسلم، و از نسل فاطمه است، جد او حسن بن علی بن ابیطالب، و پدر او حسن عسکری، زاده امام علینقی، زاده محمدتقی، زاده امام علی رضا، زاده امام موسی کاظم، زاده امام جعفر صادق، زاده امام محمد باقر، زاده اما زین العابدین، زاده حسین، زاده امام علی، زاده ابی طالب، علیهمالسلام، است.
او همنام رسول خدا، صلیاللهعلیهوسلم، است و مسلمانان بین رکن و مقام با او بیعت میکند، از نظر آفرینش همانند رسول خدا و در خلق و خو شبیه ایشان است. (6)
محیی الدین عربی در ادامه کلام خود به بیان اوصاف امام مهدی، علیهالسلام، و عدالتی که در میان مردم برقرار میسازد، پرداخته است، که در این مجال فرصت ذکر آنها نیست.
آنچه گذشتبیان کننده دیدگاه محییالدین بن عربی درباره امام مهدی، علیهالسلام، بود، اما دستان خیانت پیشهای کلام او را در «الفتوحات» تحریف کرده و آن را به بدترین شکل ممکن تغییر داده و دگرگون ساخته است. (7)
با استفاده از احادیثی که گذشت میتوان گفت: امامانی که امت اسلامی موظف به پیروی از امامت عادلانه آنها شدهاند، خواه آشکار باشند و خواه نهان، دوازده اماماند که از نسل علی و فاطمه و از خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، هستند.
هنگامی که وجود یازده نفر از این امامان با همه مشخصات آنها بر ما معلوم گشت و دانستیم که آنها در میان بیشتر اهل اسلام به عنوان دانشمندانی بلند مرتبه شناخته شده و مسلمانان در زمان حیات پر ارزش آنها; یعنی در مدت دو قرن و نیم، از ایشان پیروی میکردهاند، تنها باقی میماند که امام دوازدهم را که آخرین نفر از نسل امامان دوازدهگانه است، بشناسیم.
بدون تردید این امام کسی نیست جز مهدی منتظر، همو که امامتش از زمان وفات امام یازدهم شروع شده، یعنی سال 260 ق. و تا زمان ما ادامه دارد; زیرا زمین هیچگاه از حجتحق خالی نمیماند. وقتی که پیامبر گرامی اسلام تصریح فرموده که امامان دوازده نفر بیشتر نیستند و همچنین فرموده که: «بنا فتح الله دینه و بنا یختم» یعنی: خداوند دینش را با ما آغاز کرده و با ما به پایان میبرد. بناچار باید امامت امام دوازدهم استمرار یابد.
ابو نعیم اصفهانی و دیگر حافظان روایتبه اسناد خود از امیر مؤمنان، علی، علیهالسلام، روایت کردهاند که آن حضرت خطاب به رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، فرمود:
امنا المهدی ام من غیرنا؟
آیا مهدی از ماستیا از غیر ما؟
رسول خدا در پاسخ فرمود:
بل منا، یختم الله به الدین، کما فتحه بنا
قطعا از ماست، خداوند دین خود را با او به پایان میبرد، همچنانکه دینش را با ما آغاز کرد. (8)
از سه مقدمهای که تا کنون بیان داشتهایم این مطالب به دست میآید:
1. امامانی که از عترت و خاندان پیامبر اسلام، صلیاللهعلیهوآله، برگزیده شدهاند، دوازده نفرند.
2. چنانکه از ظاهر تعابیر روایات به دست میآید، امامت آنها پیوسته و مستدام است.
3. سلسله دین اسلام با پیامبر گرامی آغاز شده و با حضرت مهدی، عجلاللهتعالیفرجهالشریف، خاتمه مییابد.
با توجه به این مقدمات میتوان نتیجه گرفت که بناچار باید به هنگام وفات امام یازدهم، امام دوازدهم وجود داشته باشد، و قطعا باید زندگی او در طول زمان استمرار داشته باشد; تا زمین بدون حجتباقی نماند.
پس بنابراین وجود امام مهدی، علیهالسلام، در این زمان و بقای او با وجود زمان درازی که از تولد ایشان گذشته است، از اموری است که روایات نبوی بر آن دلالت داشته و ضرورت دین اقتضا میکند.
ولادت امام مهدی و آغاز امامت ایشان
امام مهدی، حجة بن الحسنالعسکری، علیهماالسلام، شب جمعه، پانزدهم ماه شعبانالمعظم سال 255 ق. در شهر سامرای عراق به دنیا آمد و تا کنون نیز به حیات خود ادامه میدهد.
عمر شریف ایشان تا امروز (سال1419 ق.) به یک هزار و صد و شصت و چهار سال بالغ میشود. امامت امام مهدی از زمان وفات پدر گرامیش، در سال 260 ق. ، یعنی زمانی که آن حضرت پنجسال بیشتر نداشتند، آغاز گردید.
محیی الدین عربی در مورد ولادت امام مهدی، علیهالسلام، کلام شگفتی دارد که ذکر آن در اینجا خالی از وجه نیست; او میگوید:
برای ولایت محمدیه که تنها اختصاص به شریعت نازل شده بر [حضرت] محمد، صلیاللهعلیهوسلم، دارد، نشانه خاصی است... همانا او در زمان ما متولد شده و من نیز او را دیدم و با او همنشین شدم; و نشانه خاتمیت را در او دیدم، هیچ ولیای بعد از او نیست مگر اینکه به او رجوع میکند، همچنانکه هیچ پیامبری بعد از محمد، صلیاللهعلیهوآله، نیست مگر اینکه به رجوع میکند. (9)
او در جای دیگری از کتاب «الفتوحات المکیة» میگوید:
اما، نشان ولایت محمدیه از آن مردی از عرب است که از شریفترین اصل و نسب برخوردار است. او در همین زمان ما موجود است و من در سال 595 ق. با او آشنا شدم و نشانهای را که او داراست دیدم; همان نشانهای که [حضرت] حق آن را از دید بندگانش پوشیده داشته و برای من در شهر «فاس» آشکار ساخت و دریافتم که او خاتم ولایت است. در واقع او خاتم نبوت مطلقه نیز هست. اما بیشتر مردم بر آن آگاه نیستند. (10)
پینوشتها:
1. ابونعیم الاصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 1، ص86; همچنین ر. ک: الفیروزآبادی، السید مرتضی الحسینی، فضائل الخمسة من صحاح الستة، ج 2، ص26.
2. همان.
3. همان.
4. همان.
5. الشعرانی، عبدالوهاب، الیواقیت والجواهر، ج 2، ص143.
6. ر. ک: همان.
7. ر. ک: ابن عربی، محمد بن علی، الفتوحات المکیة، ج3، ص327.
8. ر. ک: المقدسی السلمی الشافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدر فی اخبار المنتظر، ص 25.
9. ابن عربی، محمد بن علی، همان، باب 24، ج 1، ص 185.
10. همان،باب73، ج 2، ص49.
،
قسمتسوم
ترجمه: واحد پژوهش موعود
اشاره: در دومین قسمت از مقاله حاضر برخی از روایاتی که به طریق اهل سنت از نبی اکرم، صلیاللهعلیهو آله، نقل شده، مورد بررسی قرار گرفت. در این قسمت از مقاله نویسنده به بررسی این موضوع میپردازد که مصادیق این امامان دوازدهگانه که در روایات پیامبر بدانها اشاره شده، چه کسانی هستند؟
پرسشی که در اینجا مطرح میشود این است که آن امامان دوازدهگانه، که پس از رسول خدا خلفا و جانشینان اویند، چه کسانی هستند؟
برای پاسخ به این پرسش به سراغ روایتی میرویم که «ابو نعیم اصفهانی» در کتاب «حلیة الاولیاء» نقل کرده و از آن چنین به دست میآید که این امامان از عترت و خاندان رسول خدایند.
او به اسناد خود از ابن عباس روایت میکند که رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، فرمود:
من سره ان یحیی حیاتی، و یموت مماتی، و یسکن جنة عدن غرسها ربی، فلیوال علیا من بعدی و لیوال ولیه و لیقتد بالائمة من بعدی، فانهم عترتی خلقوا من طینتی، رزقوا فهما و علما، و ویل للمکذبین بفضلهم من امتی، القاطعین فیهم صلتی، لاانالهم الله شفاعتی. (1)
هر کس خشنود میشود که همچون من زندگی کند، همچون من بمیرد و در بهشت جاودانی که پروردگارم آن را بنا کرده، مسکن گزیند، پس از من از علی پیروی کند و با هر کس که از او پیروی میکند هم پیمان باشد. و از پیشوایانی که پس از من میآیند تبعیت کند; چراکه آنها از خاندان من هستند، از سرشت من آفریده شدهاند، و دانش و بینش به آنها ارزانی شده است. بدا به حال کسانی که امت من برتری آنها را تکذیب کند، و پیوندی را که من با آنها دارم بگسلد. خداوند شفاعت مرا شامل حال این گروه [از امت من] نسازد.
ابونعیم به دنبال این روایت میگوید:
کسانی که به [مقام] پیروی از عترت و خاندان پاکنهاد [رسول خدا] نایل شدند، لبهایشان خشکیده و پیشانیهایشان [بر زمین] گسترده است، هر آنچه زودگذر و فنا پذیر است در نظر آنها خوار و بی ارزش است و از گردنکشانی که دنیا را برای خود برگزیدهاند کناره میجویند; آنها کسانی هستند که رفاه و آسایش را به کناری گذاشته و از همه لذایذ و شهوات و خوراکیهای گوناگون و نوشیدنیهای رنگارنگ چشم پوشیده و در مسیر رسولان، اولیا و صدیقان راه میسپارند. آنها [دنیای] زودگذر و نابود شونده را رها کرده و به [سرای] دیرپا و باقی و همجواری با آن روزی دهنده بسیار بخشنده و آن صاحب نعمتها و بخششها دل سپردهاند. (2)
همچنین او به اسناد خود از «مجاهد» چنین نقل میکند:
شیعة علی الحلماء، العلماء، الذبل الشفاه، الاخیار الذین یعرفون بالرهبانیة من اثر العبادة. (3)
پیروان علی، دانشمندان، بردباران و کسانیاند که [از بسیاری روزه] لبهایشان خشکیده است; آنها نیکانی هستند که به خاطر عبادتهایشان به رهبانیت و ترک دنیا شناخته میشوند.
از علی بن الحسین، علیهمالسلام، نیز روایتشده است که:
شیعتنا الذبل الشفاه، و الامام منا من دعا الی طاعة الله. (4)
پیروان ما [کسانی هستند که] لبهایشان خشکیده و امام از ما [اهل بیت] کسی است که [مردم را] به اطاعتخداوند فرا خواند.
بنابراین وقتی ثابتشد امامان پس از نبی اکرم، صلیاللهعلیهوآله، از خاندان او هستند، جای تردیدی باقی نمیماند که آن امامان از نسل فاطمه، سلاماللهعلیها، و همان کسانیاند که امتبه امامت و دانش و برتری آنها اعتراف کرده است.
نخستین این امامان، پس از امیر مؤمنان، علیهالسلام، امام حسن، پس از او امام حسین، پس از او علی بن الحسین، پس از او محمد بن علیالباقر، پس از او جعفر بن محمدالصادق، پس از او موسی بن جعفرالکاظم، پس از او علی بن موسی الرضا، پس از او محمد بن علی الجواد، پس از او علی بن محمدالهادی، پس از او حسن بن علی العسکری، و آخرین آنها امام منتظر حضرت مهدی قائم، عجلاللهتعالیفرجه، است.
اما اینکه در روایات تعبیر شده که امامان از عترت و خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، هستند از باب «تغلیب» است. زیرا یازده تن از این امامان از نسل آن حضرت و از فرزندان علی، علیهالسلام، هستند. بنابراین سر سلسله امامان علی، علیهالسلام، و آخرین آنها مهدی منتظر، علیهالسلام، است.
برای شناسایی امامان دوازدهگانهای که رسول اعظم، صلیاللهعلیهوآله، از آنها سخن گفته است، هیچ راهی جز رجوع به ائمهای که شیعه دوازده امامی به آنها منتسب است وجود ندارد.
با توجه به آنچه گذشت میتوان گفت که عقیده به امامان دوازدهگانه، عقیدهای استوار و مبتنی بر نص رسول گرامی اسلام، صلیاللهعلیهوآله، است.
اگر امام مهدی، امام دوازدهم نباشد، برای احادیثی که در این زمینه داده شدهاند، نمیتوان مفهومی معقول تصور کرد.
بنابراین دیدگاهی که از سوی شیعه دوازده امامی در زمینه وجود امام مهدی و بقای او در زمان غیبت، ارایه شده است دیدگاهی است که بر روایات صحیح وارد شده از رسول اکرم، صلیاللهعلیهوآله، منطبق است.
شیخ عارف «عبدالوهاب شعرانی» در کتاب «الیواقیت و الجواهر» درباره امام مهدی، علیهالسلام ،میگوید:
مهدی از فرزندان امام حسن عسکری است، او در شب نیمه شعبان سال 255 به دنیا آمده و تا روزی که با عیسی بن مریم، علیهالسلام، همراه گردد باقی است، بنابراین عمر او تا این زمان [یعنی سال 958 ق.]706 سال است. (5)
«محیی الدین ابن العربی» در کتاب «الفتوحات المکیة» بر نسب امام مهدی، علیهالسلام، و اینکه او فرزند امام حسن عسکری، علیهالسلام، است، تصریح کرده و پدران او را تا علی، علیهالسلام، یکی پس از دیگری برشمرده است. او در این زمینه مینویسد:
بدانید که قیام مهدی امری قطعی و تردید ناپذیر است، اما او تنها زمانی قیام میکند که زمین از ظلم و جور پر شده باشد; تا بعد از آن زمین را از عدالت و برابری آکنده سازد. و اگر از [عمر] دنیا تنها یک روز باقی مانده باشد خداوند متعال آن روز را چنان طولانی میسازد که آن خلیفه قیام کند. او از خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوسلم، و از نسل فاطمه است، جد او حسن بن علی بن ابیطالب، و پدر او حسن عسکری، زاده امام علینقی، زاده محمدتقی، زاده امام علی رضا، زاده امام موسی کاظم، زاده امام جعفر صادق، زاده امام محمد باقر، زاده اما زین العابدین، زاده حسین، زاده امام علی، زاده ابی طالب، علیهمالسلام، است.
او همنام رسول خدا، صلیاللهعلیهوسلم، است و مسلمانان بین رکن و مقام با او بیعت میکند، از نظر آفرینش همانند رسول خدا و در خلق و خو شبیه ایشان است. (6)
محیی الدین عربی در ادامه کلام خود به بیان اوصاف امام مهدی، علیهالسلام، و عدالتی که در میان مردم برقرار میسازد، پرداخته است، که در این مجال فرصت ذکر آنها نیست.
آنچه گذشتبیان کننده دیدگاه محییالدین بن عربی درباره امام مهدی، علیهالسلام، بود، اما دستان خیانت پیشهای کلام او را در «الفتوحات» تحریف کرده و آن را به بدترین شکل ممکن تغییر داده و دگرگون ساخته است. (7)
با استفاده از احادیثی که گذشت میتوان گفت: امامانی که امت اسلامی موظف به پیروی از امامت عادلانه آنها شدهاند، خواه آشکار باشند و خواه نهان، دوازده اماماند که از نسل علی و فاطمه و از خاندان رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، هستند.
هنگامی که وجود یازده نفر از این امامان با همه مشخصات آنها بر ما معلوم گشت و دانستیم که آنها در میان بیشتر اهل اسلام به عنوان دانشمندانی بلند مرتبه شناخته شده و مسلمانان در زمان حیات پر ارزش آنها; یعنی در مدت دو قرن و نیم، از ایشان پیروی میکردهاند، تنها باقی میماند که امام دوازدهم را که آخرین نفر از نسل امامان دوازدهگانه است، بشناسیم.
بدون تردید این امام کسی نیست جز مهدی منتظر، همو که امامتش از زمان وفات امام یازدهم شروع شده، یعنی سال 260 ق. و تا زمان ما ادامه دارد; زیرا زمین هیچگاه از حجتحق خالی نمیماند. وقتی که پیامبر گرامی اسلام تصریح فرموده که امامان دوازده نفر بیشتر نیستند و همچنین فرموده که: «بنا فتح الله دینه و بنا یختم» یعنی: خداوند دینش را با ما آغاز کرده و با ما به پایان میبرد. بناچار باید امامت امام دوازدهم استمرار یابد.
ابو نعیم اصفهانی و دیگر حافظان روایتبه اسناد خود از امیر مؤمنان، علی، علیهالسلام، روایت کردهاند که آن حضرت خطاب به رسول خدا، صلیاللهعلیهوآله، فرمود:
امنا المهدی ام من غیرنا؟
آیا مهدی از ماستیا از غیر ما؟
رسول خدا در پاسخ فرمود:
بل منا، یختم الله به الدین، کما فتحه بنا
قطعا از ماست، خداوند دین خود را با او به پایان میبرد، همچنانکه دینش را با ما آغاز کرد. (8)
از سه مقدمهای که تا کنون بیان داشتهایم این مطالب به دست میآید:
1. امامانی که از عترت و خاندان پیامبر اسلام، صلیاللهعلیهوآله، برگزیده شدهاند، دوازده نفرند.
2. چنانکه از ظاهر تعابیر روایات به دست میآید، امامت آنها پیوسته و مستدام است.
3. سلسله دین اسلام با پیامبر گرامی آغاز شده و با حضرت مهدی، عجلاللهتعالیفرجهالشریف، خاتمه مییابد.
با توجه به این مقدمات میتوان نتیجه گرفت که بناچار باید به هنگام وفات امام یازدهم، امام دوازدهم وجود داشته باشد، و قطعا باید زندگی او در طول زمان استمرار داشته باشد; تا زمین بدون حجتباقی نماند.
پس بنابراین وجود امام مهدی، علیهالسلام، در این زمان و بقای او با وجود زمان درازی که از تولد ایشان گذشته است، از اموری است که روایات نبوی بر آن دلالت داشته و ضرورت دین اقتضا میکند.
ولادت امام مهدی و آغاز امامت ایشان
امام مهدی، حجة بن الحسنالعسکری، علیهماالسلام، شب جمعه، پانزدهم ماه شعبانالمعظم سال 255 ق. در شهر سامرای عراق به دنیا آمد و تا کنون نیز به حیات خود ادامه میدهد.
عمر شریف ایشان تا امروز (سال1419 ق.) به یک هزار و صد و شصت و چهار سال بالغ میشود. امامت امام مهدی از زمان وفات پدر گرامیش، در سال 260 ق. ، یعنی زمانی که آن حضرت پنجسال بیشتر نداشتند، آغاز گردید.
محیی الدین عربی در مورد ولادت امام مهدی، علیهالسلام، کلام شگفتی دارد که ذکر آن در اینجا خالی از وجه نیست; او میگوید:
برای ولایت محمدیه که تنها اختصاص به شریعت نازل شده بر [حضرت] محمد، صلیاللهعلیهوسلم، دارد، نشانه خاصی است... همانا او در زمان ما متولد شده و من نیز او را دیدم و با او همنشین شدم; و نشانه خاتمیت را در او دیدم، هیچ ولیای بعد از او نیست مگر اینکه به او رجوع میکند، همچنانکه هیچ پیامبری بعد از محمد، صلیاللهعلیهوآله، نیست مگر اینکه به رجوع میکند. (9)
او در جای دیگری از کتاب «الفتوحات المکیة» میگوید:
اما، نشان ولایت محمدیه از آن مردی از عرب است که از شریفترین اصل و نسب برخوردار است. او در همین زمان ما موجود است و من در سال 595 ق. با او آشنا شدم و نشانهای را که او داراست دیدم; همان نشانهای که [حضرت] حق آن را از دید بندگانش پوشیده داشته و برای من در شهر «فاس» آشکار ساخت و دریافتم که او خاتم ولایت است. در واقع او خاتم نبوت مطلقه نیز هست. اما بیشتر مردم بر آن آگاه نیستند. (10)
پینوشتها:
1. ابونعیم الاصفهانی، احمد بن عبدالله، حلیة الاولیاء و طبقات الاصفیاء، ج 1، ص86; همچنین ر. ک: الفیروزآبادی، السید مرتضی الحسینی، فضائل الخمسة من صحاح الستة، ج 2، ص26.
2. همان.
3. همان.
4. همان.
5. الشعرانی، عبدالوهاب، الیواقیت والجواهر، ج 2، ص143.
6. ر. ک: همان.
7. ر. ک: ابن عربی، محمد بن علی، الفتوحات المکیة، ج3، ص327.
8. ر. ک: المقدسی السلمی الشافعی، یوسف بن یحیی، عقد الدر فی اخبار المنتظر، ص 25.
9. ابن عربی، محمد بن علی، همان، باب 24، ج 1، ص 185.
10. همان،باب73، ج 2، ص49.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر