پدیدآورنده:زهرا رضاییان،
شناخت وجود مهدی (عج)
شناخت امام و رهبر از مهمترین مسائل جامعه اسلامی به شمار میآید. شناخت امام، انسان را از گمراهی رهانیده و موجب نزدیکی به خدا و پیشرفت او به سوی کمال انسانی میشود. در هیچ عصر و زمانی، زمین از وجود حجت خدا، یعنی پیامبر یا امام خالی نخواهد ماند. با توجه به نقش امام در حفظ نظام و اجرای احکام الهی، شناخت خدای تعالی در پرتو شناخت امام امکانپذیر است. از این رو قبولی اعمال بندگان نیز در گرو محبت و علاقه به امام است. امام حسین علیهالسلام میفرماید:«معرفت اهل هر زمان به امامشان است که اطاعت او را برایشان واجب میکند.» بنابراین دراین زمان که امام عصر(عج)، از دیدهها پنهان است، شناخت او و اطاعت از وی بر همگان واجب و لازم میباشد.
فلسفه وجود مهدی(عج)
جامعه بشری اگر بخواهد با داشتن حقوق متقابل و همکاریهای سالم و سازنده و نیز روابط متعادل و آسایشبخش زندگی کند و از نظم و امنیت و رفاه برخوردار باشد، افزون بر قانون جامع و برنامههای کافی، به مدیریت صالح وقاطع نیز نیازمند است که حافظ نظم و مجری عدالت و نگهبان مصالح و پاسدار حقوق عموم باشد. چنین نظامی که بتواند خواستههای مردم را تأمین کند، نظام الهی امامت است که قرآن کریم نیز به آن اشاره میکند. در چنین نظامی، همه بنده خدا هستند و باید تابع فرمان خدا باشند و از حکم او اطاعت کنند. در این نظام حکومت تکلیفی بزرگ است که هر کس به آن مکلف شد، باید به تکلیف شرعی خود عمل کند. در عصر کنونی، امام عصر(عج) در پرده غیبت به سر میبرد، ولی اطاعت او بر همگان واجب است و دیده نشدن امام، سببی برای نابودی این نظام نیست.
اثبات عقلی وجود مهدی(عج)
نبوت و رسالت، به پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله ختم شد، ولی قرآنی که بر پیامبر صلیاللهعلیهوآله نازل شد، برای همیشه برنامه تعلیم و تربیت انسان بوده و قوانین آن برای تضمین حقوق انسانی لازم است. قرآن کتابی است که به منظور خارج کردن تمام افراد بشر از ظلمات فکری، اخلاقی و عملی به این عالم نازل شده است. قرآن، به مفسر و مجری نیاز دارد و باید معلمی که به ژرفای قرآن آگاه بوده و از هر خطا و اشتباهی منزه و پاک باشد، به وسیله قرآن، انسان را از تمام ظلمات رهانیده و به سوی نور هدایت کند و این فرد، کسی جز امام معصوم علیهالسلام نیست. اگر خداوند چنین فردی را برای جامعه بشری در نظر نگیرد، یا به این علت است که چنین فردی وجود ندارد یا به علت قدرت نداشتن یا حکمت نداشتن خداوند است و چون هر دو مورد باطل میباشد، وجود امام در جامعه اثبات میشود.
اثبات نقلی وجود مهدی(عج)
حدیث شریف ثقلین که همه فرقههای اسلامی آن را قبول دارند، دلیل محکمی بر وجود امام است. بنابراین حدیث، باید همراه قرآن، فردی عالم به این کتاب شریف از اهل بیت علیهمالسلام باشد و تمام امت اسلامی نیز مأمور هستند که از او و کتاب و سنت پیروی کنند. هر کس چنین شیوهای را در پیش گیرد، هدایت شده و از اشتباه و قدم گذاشتن در راه خطا مصون میماند. شیعیان دوازده امامی نیز با روایات فراوان و صحیحی که از سوی معصومان علیهمالسلام رسیده است، به وجود چنین فردی اعتقاد کامل دارند. احادیث فراوانی که از پیامبر صلیاللهعلیهوآله در این زمینه وارد شده که ائمه بعد از خود را دوازده نفر معرفی کرده و تک تک آنان را نام برده، دلیل محکمی است بر وجود حضرت مهدی(عج) که اکنون در پرده غیبت به سر میبرد، تا زمانی که به امر خدا ظاهر شود و عدالت را در سراسر جهان برقرار سازد.
تضعیف احادیث مهدویت
دستهای خیانت تاکنون، بسیار به اسناد و مدارک اولیه امت اسلامی دستبرد زدهاند و اسناد و مدارکی را جعل یا تحریف کردهاند. سیاست حذف و تحریف، تنها به آثار حقانیت امیرمؤمنان علیهالسلام محدود نشده، بلکه آثاری که حقانیت فرزندان معصوم امام علی علیهالسلام و از جمله پیشوای عدالتگستر جهان حضرت مهدی(عج) را نشان میداد نیز مورد دستبرد سیاست حذف و تحریف قرار گرفت. جاهلان حقیقتگریز، به اسناد ومنابع اولیه امت اسلامی دستبرد زدند تا آثار مهدویت را حذف یاتحریف کنند، ولی وجود آیاتی که به صراحت بر وجود و قیام حضرت مهدی(عج) دلالت دارند و روایات پی در پی که در کتابهای معتبر و مورد اعتماد اهل تسنن و شیعه موجود است، وجود حضرت مهدی(عج) و قیام آن حضرت و ریشه کن کردن ظلم و برقراری عدالت را ثابت میکند.
علت انکار منکران
یکی از علل مهم انکار منکران وجود حضرت مهدی(عج)، وجود مهدی نماهایی است که در گوشه و کنار ظاهر شده، علَم مهدویت را برافراشته، با توجه به شرایط زمانی و مکانی، گروهی را فریفته و خود را مهدی نامیدهاند و با توجه به تأثیری که در مریدان خود داشتهاند، به فساد پرداختهاند. تأثیر وجودی چنین افرادی، وارد شدن ضربههای هولناک و شکننده شکست و تفرقه در میان جامعه است. این تأثیرات سوء، باعث میشود تا منکران وجود حضرت مهدی(عج)، اصل قضیه را منکر شده و در کل مهدویت را عامل فساد و اختلاف به شمار آورند. بعضی از منکران، رفتار مهدی نماها را بررسی کرده، نقطه ضعفها، فسادها، و فریبکاریهای ایشان را به دست آوردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که اگر مهدویت این است، ما با آن مخالفیم و آن را انکار میکنیم.
اصالت مهدویت، مسئلهای عقلی
عقیده به مهدویت و انتظار ظهور موعود آخرالزمان، عقیده به یک واقعیت و وعده حتمی و تخلفناپذیر الهی است. عقیده به مهدویت را هیچ فرد عاقلی مردود نمیشمارد و در آن شک و تردید نمیکند؛ چنان که اخبار انبیا و ائمه علیهمالسلام در مورد وجود ملائکه، عالم غیبت و بهشت و جهنم را هیچ فرد عاقلی رد نمینماید. اصالت مهدویت و ظهور مصلح آخرالزمان، مسئلهای است که تمامی ملتها و امتها آن را پذیرفتهاند. از سوی دیگر، مسئله ظهور حضرت مهدی(عج) با توجه به آیات و روایات فراوان، مسئلهای است که حقیقت دارد، اما هنوز صورت واقعیت به خود نگرفته است که برای ما آشکار باشد و عقل آدمی مسئلهای که واقعیت داشته باشد، ولی هنوز صورت واقعی و آشکار به خود نگرفته، انکار نمیکند. بنابراین مهدویت، مسئلهای است که عقل آدمی فارغ از هر نوع دین و مذهبی آن را قبول میکند.
اصالت مهدویت، مسئلهای فطری
مهدویت، یعنی منتهی شدن جوامع جهان به سوی جامعهای واحد و سعادت عمومی، امنیت و رفاه، تعاون و همکاری، همبستگی همگانی، حکومت حق و عدل جهانی، غلبه حق بر باطل و نجات مستضعفان و نابودی مستکبران. این برنامه و عاقبت مطلوب، با فطرت و خواسته وجدان هر انسانی هماهنگ است. پایان یافتن سلطه بشر بر بشر و برقرار شدن حکومت عدل و نظام الهی و لغو این تبعیضات و برداشتن این مرزها، همه مطلوب بشر است. از اینرو اتفاقنظر همه ملتها بر پایان یافتن جهان، با سعادت عمومی و آمدن روشنایی پس از تاریکیها و شکست باطل، اصلی فطری است که با سنت جهان و حرکت عالم که بر حق استوار است، موافق است و این عدالت و ظهور روشنایی، در دولت بر حق حضرت مهدی(عج) تحقق مییابد.
اصالت مهدویت از نظر بشارت پیامبران و ادیان آسمانی
تمامی ادیان آسمانی، عصر درخشان و سعادت عمومی، صلح جهانی و دوران پرخیر و برکتی را به پیروان خود نوید دادهاند که در آن نگرانیها، دلهرهها و هراسها از بین میرود و به یمن ظهور شخصی بزرگ و مردی خدایی که خداوند متعال همواره او را تأیید کرده و کمک میکند، در سراسر زمین بانگ دلنواز توحید بلند میشود و روشنایی یکتاپرستی، تاریکی شرک را از بین میبرد. آیات بسیاری در قرآن کریم، بشارتهایی که در کتابهایی همچون تورات، انجیل، کتاب پاتیکل، کتاب شاگمونی و دیگر کتابهای ادیان مختلف آمده است، همه بر وجود چنین شخصی دلالت دارند. این بشارتها، اصالت مهدویت را تأیید کرده و آن را اصلی عام و مورد قبول همه ملتها، امتها، پیامبران و ادیان معرفی میکند.
اصالت مهدویت از نظر مبتنی بودن آن بر توحید
هسته مرکزی تمامی مسائل اعتقادی و تربیتی و برنامههای سیاسی و نظامی، ایمان به یکتایی و یگانگی خداوند متعال است. دعوت همه انبیای الهی، برای تحقق یافتن حکومت «اللّه» در زمین و نابودی حکومتهای دیگر است؛ زیرا نظامهای غیر الهی تحت هر رژیم که باشد، غیر شرعی است و اطاعت از آن واجب نیست. هر حکومتی که به غیر اذن خدا و خارج از محدوده حکومت الهی باشد، حکومت جاهلیت است و اصالت ندارد. نشناختن امام و نظامی که باید از آن پیروی کرد، نشناختن حکومت خدا و قبول نظامهای دیگران است. از این رو اگر انسان امام زمان خود را نشناسد و بمیرد، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است. نظام امامت، نظام توحید و ولایت خدا و خلافت از طرف خداست و اطاعت از آن، اطاعت از خداست.
کفر منکر مهدی(عج)
مسئله ظهور حضرت مهدی(عج)، مورد قبول همه مسلمانان است و احادیث بسیاری درباره آن وارد شده است. در این احادیث این مسئله، با ایمان به راستگویی پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله و قبول نبوت آن حضرت صلیاللهعلیهوآله و صحیح بودن آنچه از ایشان در این زمینه آمده و جزو اخبار غیبی است که شک و تردید در آنها راه ندارد، ارتباط داشته و این دو از یکدیگر جدا نیستند. روایتهایی که عالمان اهلسنت در مورد منکر وجود حضرت مهدی(عج) و کفر او بیان کردهاند، همه از قول پیامبر صلیاللهعلیهوآله است که شیعه نیز آنها را در کتابهای مورد اعتماد خود بیان کرده است. متواتر بودن این احادیث، بیان شدن آنها در همه قرنها از سوی حدیثشناسان بزرگ و نامی و صحیح بودن سند این احادیث، جایی برای انکار آنها باقی نگذاشته است. از این رو بزرگان اهل تسنن، با توجه به این شرایط و حدیثهای فراوان در مورد منکر مهدی(عج)، حکم به مجازات چنین فردی دادهاند.
الهامگیری از باور داشت مهدویت
عقیده به ظهور مهدی(عج)، عقیدهای است که امید میآفریند و نشاط و تلاش ایجاد میکند و ناامیدی و کسالت را از بین میبرد. دین اسلام هنوز به کمال اهداف خود نرسیده و آینده از آن اسلام است و ناگزیر روزی فرا میرسد که اسلام بر سراسر جهان حاکم میشود و همه ستمگریها و حقکشیها را از بین میبرد. بشر سرگردان امروز، هرگز گمشده خود را در نظامهای شرقی و غربی نیافته و نخواهد یافت. اعتقاد به مهدویت، درک ما را به کرامت انسان بیدار میکند و این باور که زمین، نه از آن ستمکاران، بلکه از آن خداست را تقویت میکند و دوستی حقیقت و عدالت و نیکوکاری را در دلها جای میدهد و موجب تهذیب اخلاقی و ورع و پارسایی و بیداری ضمیر انسانها میباشد.
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر